تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 859

مساهمون:

ص٨٥٩
گنجعلى خان با سپاه كرمان به معاونت امام‌قلى خان شتابد و نوّاب امام‌قلى خان نيز از آن مكان نقل مكان نموده دامن كوهى را كه قريب به مضمار كارزار بود معسكر گرداند و به ملاحظهء تمام در محاربه شروع نمايد . امّا بعد از ورود گنجعلى خان ، وكيل و جمل الملك امام‌قلى خان بيگ‌ويردى بيگ اين رأى را كه به دامن كوه نقل بايد نمود نپسنديد و به نقاضت و ضديّت يكى از مقرّبان نواب امام‌قلى خان كه ارادهء وى آن بود كه جنگ نانموده سپاه را به دامن كوه رساند فرمود كه : « در بادى الرأى بعد از آن كه تسويهء صفوف به فعل آمده باشد پشت بر مخالفان كردن سبب دليرى و جسارت ايشان مىگردد و چندان كه گنجعلى خان و آن جوان مقرّب مبالغه نمود به جايى نرسيد . چون ميدان كارزار از اشتغال نواير حرب چون سعير ملتهب گرديد ، در صدمهء نخست جناب بيگ‌ويردى بيگ از ضرب طعن و سنان مخالفان جهان فانى را بدرود نموده اثر نافرمانى صاحب رويان صايب‌تدبير به دو عايد گرديد از اين جهت تطرّق به سپاه و فارس عايد گرديده در صف سپاه ترتيب به يك قرار نماند . امام‌قلى خان و گنجعلى خان جنگ كنان به آن دامن كوه ، كه اوّل به توقّف در آن مأمور بودند ، شتافتند و در آن مقام از صدمهء تفنگ الوار كوه‌گيلويه و ساير توپچينان شكست بر سپاه روم آمده خلقى كثير عرضهء [ 469 ب ] تيغ و تير گرديدند و بقيّة السيف منكوب و مخذول به معسكر خويش شتافتند . بعد از مراجعت ديگر به خروج مبادرت ننمودند امّا خاطر به تسخير قلعه گماشتند و هر روزه آغاز حرب مىنمودند و به رمى توپ و تفنگ اشتغال نموده لحظه‌اى از استعمال آن نمىآسودند . توپچيان خراسان و اصفهان نيز از داخل به مدافعهء آن گروه انبوه داد مردانگى داده هر روزه از بام تا شام و هر شب از شام تا بام به رمى تفنگ و ضرب‌زنگ و استعمال خمبره ابواب محاربه گشوده لحظه‌اى در كار نمىآسودند و از خارج قلعه سپاه ستاره جاه قزلباش ، چه آنان كه در زير رايات صفوى آيات منتظر محاربه بودند و چه آنان كه بر اطراف سپاه روم معيّن بودند ، جمله بر فراز تلال رفيعه به صف‌آرايى مبادرت مىنمودند و مترصّد امداد اهل قلعه مىبودند . آن دو گروه كوه شكوه از طرفين آثار اقتدار به ظهور رسانيده اما بر بساط غلبه و تفوّق نمىنشستند ، بيت :
ز هر دو طرف اهل ناموس و نام * تن‌آسودگى كرده بر خود حرام
در خلال اين احوال غازيان قاجار نيز از قلعه بيرون آمده در آن حوالات و سيبه‌ها به ضرب تيغ و طعن سنان جمعى كثير را طعمهء نهنگ آجال مىگردانيدند و آثار اقتار به ظهور مىرسانيدند . چون چند گاهى كار محاربه بديل منوال منقضى گرديد آثار غلبه و ضعفى از طرفين ظاهر نگرديد و آذوقهء سپاه روم تنقيص پذيرفت محمد پاشا موازى نود هزار كس تعيين فرمود كه هر روز سه مرتبه متعاقب بلافاصله يورش نمايند . هر مرتبه سى هزار كس بدان