استعمال آلات حرب كشيده محصوران قلعه به هيئات اجتماعى خادم و مخدوم و امير و مأمور جمله حمله آورده نوعى نمودند كه از اجساد مقتولان كوهها و پشتههاى رفيع ميان آن دو گروه حايل گرديدند ، شعر :
سپاهى بىعدد بيرون نشسته * براى كين همه در خون نشسته
دليران جملگى چون تيره دستار * كمرها بسته بهر رزم و پيكار
همه چون گرز دشمنكوب و سرور * همه چون نيزه خصمانداز و صفدر
زره سان پشت يكديگر به پيكار * نهاده روى در دشمن سپروار
بدين سان لشكرى جرّار و انبوه * بسرعت همچو برق و حزم چون كوه
در اين مرتبه باز چون مراتب سابق مخالفان مخذول بر كشته شدن راضى و بر مراجعت نمودن نه ، امّا لا علاج روى به هزيمت نهادند و از كوشش خويش سواى قتل و خجالت چيزى ديگر نيندوختند .
القصّه در آن روز از طلوع آفتاب تا قريب به عصر روميان بر نهج مذكور سه مرتبه هجوم آورده در هر مرتبه سى هزار كس به عزم آن كه از قتل نينديشند تا آن كه اهل قلعه از قتل و كشتن مردم به ستوه آمده وامانند و بقيّه كه از قتل فاضل آيند فراخور قلعه را به تصرّف درآورند ، هر مرتبه خلقى كثير طعمهء نهنگ آجال گرديدند . در مرتبهء [ 471 الف ] سيوم مبارزان قلعه بر جنود روميّه دلير گشته در خارج قلعه - اگر چه خارجى معيّن نبود - راه بر آن خون گرفتگان گرفته به اختيار از روى قدرت آن جماعت را از حليهء حيات عارى مىگردانيدند و به نداى بلند مطالبهء ديگر مردان جنگ مىنمودند .
در آن روز پرآشوب ، كه از روز محشر نمونه و از رستخيز نشانه بود ، چهل هزار نفس در ظاهر قلعه از حيات عارى گشته ساكن مطمورهء عدم گرديده بودند . الحقّ سعى اميرالامرايى امير گونه خان قاجار و احمد سلطان ترشيزى و مير فتاح صفاهانى و توپچيان خراسان و اصفهان كارزارى به فعل آورده بودند كه تا مضمار محاربه در عرصهء كون و مكان منعقد گرديده بدين نوع محاربه از هيچ صاحب اقتدارى و از هيچ صايبتدبيرى به ظهور نرسيده . به اقبال پادشاه جهانگشاى سپاهى بدان عدّه و عدد كه مذكور گرديد از سعى و اجتهاد خويش حاصل نديده منفعل گشته با جهان جهان خوف و وحشت جمعى كثير هدف تير نموده ديگر بر محاربه اقدام نمىتوانستند نمود ، لا علاج نداى رحيل به مسامع شجاع و جبان و پير و جوان رسانيده ناقه و جمل به زير بار كشيدند و به صد عجز و ناتوانى رجعت قهقرى نموده روى به درگاه داراى روم از صبا و دبور عاريت نمودند . از عقب ايشان مبارزان قزلباش بر بادپايان صبارفتار آسوده متعاقب گشته بسيارى از مخالفان عرضهء تيغ و سنان گردانيدند . آن گروه در محاط عرّابه به پاس و شبزندهدارى به هيئات مجموعى راه فرار پيش گرفته موازى سى فرسخ بر اين نهج ، كه مرگ را بر