تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 848

مساهمون:

ص٨٤٨
شوارع و پاس داشتن غافل مانده بلكه به باده‌پيمايى و لهو و لعب انتظار ورود ايشان مىداشتند تا آن كه قواى خاصه همگنان بواسطهء غليان سكر از استيناس شعور معطّل مانده بر بالين غفلت غنودند . چون ارادهء ازلى به گرفتارى آن قوم متعلّق نگرديده بود بعد از قرب وصول به ظاهر قلعه به نزول قرچغاى خان و امرا اطّلاع يافته با معدودى چند از خواص و حرم محترم مجهول‌وار ايشان گذشته به راه غير متعارف متوجّه باشىآچوق ، كه آن نيز از ملحقات گرجستان است و در وسط كوه البرز ، گرديدند . بالجمله طهمورث خان رخت به آن محلّ [ 462 الف ] حصين كشيده و حاكم باشىآچوق نيز از متابعان طهمورث خان است و نهايت حراست به عمل مىآورد . امّا امرايى كه به سر راه اشتغال مىداشتند چون از خواب غفلت به حالت انتباه آمده از عبور طهمورث خان آگاهى يافتند از آن غفلت و تهاون با شاهد ندامت و بيم هماغوش گرديدند ، ليكن فايده‌اى بر آن مترتب نمىديدند و از بيم آن كه بنا بر آن غفلت معاقب گردند آن واقعه را از روى صدق مذكور نمىگردانيدند و چنان مشهور ساختند كه قبل از نزول ايشان به ظاهر قلعه از آن محل عبور فرموده بودند . امرايى كه نخست به محاربهء مأمور بودند و به متعاقب اشتغال داشتند در ظاهر قلعه به ملازمت قرچغاى خان رسيده گفتار ايشان را حمل بر صدق نموده به اتفّاق يكديگر چگونگى و حقيقت فرار طهمورث را معروض پايهء سرير معدلت مسير گردانيدند . پادشاه جهانگشاى بعد از ارسال آن سپاه در زير رايات قرچغاى خان از ييلاق قسق رايات عزّت و اجلال اهتزاز فرموده بر بساط نشاط موضع بر مواضع نزه و ييلاقات خرّم ، كه به عذب آب و لطافت هوا از ساير محال ممتاز بود ، به تجرّع راح ريحانى و استماع اوتار و اغانى عبور فرموده تا كليساى آلاورد ، كه از كنايس مشهورهء ولايت گرج است ، محلّ اقامت موكب همايون گرديد . چند روزى در آن مقام در انتظار ورود هر دو سپاه به پيمودن بادهء ناب گذرانيدند . در خلال اين احوال فرار طهمورث خان به باشىآچوق مسموع بارگاه جلال گرديد . پادشاه داراى رأى سكندر اساس از فرار آن صيد از دام جسته با شاهد انديشه هماغوش گرديد و بر حسب آن كه ، بيت :
چو در طاس رخشنده افتاد مور * رهاننده را چاره بايد نه زور
طالب وسيله‌اى گرديد كه وى را به قوّت انديشهء صايب و تدبير مناسب به چنگ آورند . بر اين انديشه [ بر ] خاطر قرار دادند كه شخصى را كه به طلاقت لسان و عذوبت بيان متّصف باشد به رسالت نزد وى ارسال دارند تا او را از وخامت عاقبت سركشى تحذير نمايد و نتايج جليل الفوايد اطاعت را كه مشتمل است بر عروج معارج اقبال و