تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 845

مساهمون:

ص٨٤٥
حيات خويش ترسانم و گمان آن نبود كه بواسطهء اين مطلب ذات همايون متحمّل مشقّت اين مسافت بعيده گردد . الحال از اين يورش نهايت غضب به ظهور آمده به هيچ نوعى اميد عفو و اغماض به كرم خطابخش عذرپذير نمانده ؛ چه ، به گناه خويش عارفم . بنابراين از ملازمت درگاه عرش اشتباه مهجور ، شعر :
حرمان من از لقاى ميمونت * نوعى نبود ز سرگردانى
خفّاش كجا و تاب خورشيد * خاكى ز كجا و آسمانى » « 1 »
و غرض از اين مراسله‌اش آن بود كه شايد پادشاه جهان سخن وى را حمل بر صدق نموده فسخ تسخير ديار گرج دهد . امّا چون مادر خويش را با فرزندان و عرضهء مذكور به درگاه جهان‌پناه ارسال گردانيد رأى وى چنان متقاضى گرديد كه طريق عبور بر پادشاه غيور مسدود دارد . ( پس فضايى وسيع ما بين رود كر و عقبات سخت كه بر ممرّ عبور سپاه منصور واقع بود از تخته‌هاى چوب و درختان عظيم سدّى عظيم احداث نموده ) « 2 » و در عقب آن سدّ با دوازده هزار ازناور گرج همّت قصير بر محاربهء پادشاه كشورگير محصور گردانيد . بعد از آن كه پادشاه بنده‌نواز به استشفاع مادر و دو پسرش زلّات وى به آب مغفرت زايل گردانيد ارادهء همايون چنان بود كه خلع شاهوار و رقم مغفرت مصحوب فرزندانش ارسال دارد كه در اثناى اين عواطف خسروانه اين خبر موحش مسموع بارگاه جلال گرديد و مرتبه‌اى ديگر بر عزيمت گوشمال و تنبيه وى سپاه بحر جوش رعد خروش در اهتزاز آمده نداى ركوب به مسامع جمهور جنود سعادت ورود رسيد . ( 297 )

193 گفتار در توجّه رايات جلال به صوب معسكر طهمورث خان و فرار وى از مهلكهء جان‌ستان قبل از وصول مبارزان [ 460 ب ] رستم توان و وقايع متفرّع بر آن . « 3 »

طهمورث خان بعد از ارسال مادر و دو پسر خورشيد پيكر خويش به خدمت پادشاه
هامش
( 1 ) - د ، م : بيت اوّل را ندارد . ( 2 ) - د : ندارد . ( 3 ) - ف : اين فصل را ندارد .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 845 | ميرزا بيگ جنابدى