تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 847

مساهمون:

ص٨٤٧
مجادله از بازوى اقتدار مسلوب است و اصرار بر اين جهل و نادانى اساس حيات خويش كندن . و هنوز اجتماع آن سپاه پيرامن آن سدّ از خشب تباه به وقوع نيامده به مجرّد آن كه عبور سپاه از وادى قسق در غايت سرعت و تهوّر مشاهده نمود بىآن كه مرتكب محاربه گردند يا دست به استعمال آلات حرب يازند بر مركب فرار راه نجات سپردن گرفتند و تا بلدهء زگم كه محلّ اقامتش بود در هيچ مقام لحظه‌اى نياسود . بعد از وصول به دار المقام قطع نظر از جهات و ذخاير نموده و حرم محترم خود را كه شيفتهء جمال وى مىبوده و از بيم فقدان و تلف وى متحمّل اين ستيز و آويز گرديد ( 289 ) بر مركب صبارفتار راهوار ، كه با وى در گريز موافق تواند بود ، سوار نموده بىتوقّف متوجّه اقصاى ولايت خويش گرديد كه در آن حدود يك‌دو قلعه گمان مىبرد و اراده‌اش آن بود كه در آن قلاع متين متحصّن باشد . امّا سرداران سپاه چون بر فرار وى اطّلاع حاصل نمودند محلّ فرارش بر ايشان مشتبه بود ، بنابراين مسرعى صبارفتار به پايهء سرير پادشاه جم‌اقتدار ارسال داشته كيفيّت فرار و اشتباه محلّ فرار وى معروض گردانيدند . پادشاه جهانگشاى بعد از اطّلاع بر فرار آن صيد از دام جسته امر لازم الاتباع به نفاذ مقرون داشتند كه : « سپهسالار ايران قرچغاى خان [ 461 ب ] با توپچيان خراسان و امراى قراباغ آران و تفليس كه بر محلّ و مقام و مداخل و مخارج آن ديار اطّلاع حاصل دارند طريق غير متعارف به اقصاى ولايت گرجستان رفته راه فرار بر وى مسدود دارند و نگذارند كه به قلاع حصين آن ديار تحصّن نمايد . و آن سپاه سواى سپاه قراباغ آران كه به رفاقت قرچغاى خان مأمورند كه نخست به قلع و قمع گرجيان مبادرت نموده بودند همچنان بر اثر گريختگان تعاقب نموده نگذارند كه به محلّى تحصّن جويند يا به محلّى بروند كه از يد اقتدار ايشان بيرون باشند » . آن هر دو سپاه بر حسب فرمان فرمانفرماى روزگار بر اثر طهمورث خان در طىّ وادى اسراع ورزيده در ليالى و ايّام از سپردن طريق لحظه‌اى نمىآسودند . امّا امرايى كه در زير لواى قرچغاى خان مأمور بودند قبل از نزول طهمورث خان به ظاهر قلعهء طراغان « 1 » كه از قلاع مشهورهء ولايت گرجستان است ، نزول نمايند ؛ چه مىدانستند كه سواى آن قلعه محلّى كه تحصّن را شايد در آن ولايت موجود نيست . چون در ظاهر آن قلعه نزول فرمودند بر ايشان ظاهر گرديد كه از آن محلّ هنوز تجاوز ننموده‌اند و عن‌قريب در آن محلّ نزول خواهند فرمود ، بنابراين همگنان خاطر جمع نموده انتظار ورود ايشان مىداشتند و از غايت ظهور كه محلّى ديگر كه نزول وى را شايد در آن حدود ممكن نيست از حفظ
هامش
( 1 ) - د ، م : قلعه طرقى .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 847 | ميرزا بيگ جنابدى