دينا راه ورودش مسدود ماناد ، بيت :
خدايا تو اين شاه درويش دوست * كه آسايش خلق در ظلّ اوست
بسى بر سر خلق پاينده دار * به توفيق طاعت دلش زندهدار
192 بيرق افراختن پادشاه ممالكستان بر عزيمت غزوه گرجستان و بيان واقعات و سبب آن .
چون ارادها ازلى و مشيت لميزلى به استيصال نهال اقبال ظاهرى زمرهاى از اهل ضلال تعليق گيرد هرآينه اسباب مواد انتزاع و عمل فساد و تخريب ارباع و بقاع انسان هم از ذات خساست صفات آن گروه ناشى گشته همواره عنان نفس خسيس به مركب جهالت انيس سپرند و در بيداء ناپيداى اقتضاى طبع دنى به قرعهء وساوس شيطانى بر فراز آن مركب نادانى طريق غرور پيمايند و چندان كه دوستان صادق و هواخواهان موافق به ارشاد هدايت ايشان مواعظهء سودمند و نصايح ارجمند متواتر دارند زيبق غفلت و جهالت صماخ مصلحتشان مسدود ساخته از آن متنبّه نگردند و همچنان از آن سبيل عليل عدول ننمايند تا پادشاه پادشاهىبخش - جلّت عظمة - از دودمان كريم الشأن ولايت ذى شوكتى برانگيزاند كه به مقاليد صمصام انتقام ابواب حرقت و انصرام بر روى خرمن ثبات و قوامشان مفتوح داشته بنيادشان به باد قهر و غضب در فضاى عالم كون و فساد منتشر گرداند - ذلك تقدير العزيز و الحكيم .
نظير اين كلام با انتظام واقعهء طهمورث خان ( 296 ) فرمانفرماى گرجستان است كه باعث تحريك سلسلهء غضب اثير لهب پادشاه زمان شاه عباس حسينى صفوى گرديده بنا بر نافرمانى كه از جهل و غرور وى ناشى گشته و سر از ربقهء اطاعت كشيده بود دودمان قديم البنيان خود را به باد فنا معدوم گردانيد . تفصيل اين اجمال آن كه چون پادشاه ممالكستان [ 458 ب ] يعنى صاحب سرير ملك ايران را از ممرّ ممالك موروثى امرى كه باعث تشتّت خاطر همايون باشد در مخزن انديشه نماند و تمامى ممالك آذربايجان و شيروان و قراباغ آران و چخورسعد و ايروان در تحت تصرّف اولياى دولت روزافزون قرار گرفت هواى تماشاى بساتين و خيابان باغات متنزّه دار السّلطنهء اصفهان از فضاى خاطر مهر مآثر سر زده در اوان فصل بهار و زمان بروز رياحين و ازهار كه ساحت دشت و كوه را