چون ز گردشهاى چرخ منقلب * گشت پيدا در بخارا « 1 » انقلاب
شاه تركستان ولى خان آن كه هست * زيببخش مسند افراسياب
رهنمون شد دولت او را تا نهاد * رو به درگاه شه مالكرقاب
شاه عباش قدر قدرت كه هست * كامران و كامبخش و كامياب
اين قران سعد را تاريخجو * گشتم از انديشهء قدسى خطاب
ساخت روشن شمع مجلس را و گفت : * ماه شد مهمان بزم آفتاب
مآل « 2 » حال ولى محمّد خان آن است كه به رخصت پادشاه ايران به ممالك توران لواى توجّه برافراشت . در اثناى راه در بلدهء مرو والى آنجا محراب خان قاجار دويست سوار قزلباش و دويست پياده بر حسب فرمان داراى جهان با وى مرافق گرديدند . آن جماعت تا بخارا در ركاب وى مرافقت نموده دويست سوار قزلباش به رخصت وى از آن طرف معاودت فرمودند و دويست نفر تفنگچى با آن پادشاه در آن ديار اقامت نمودند . امّا چون ميان متصرّف آن ديار و ولى محمّد خان كار به محاربه انجاميد ، سپاه وى بنا بر تعصّب مذهب كه وى را رافضى مىدانستند از معركهء كارزار روى برتافته ، بىارتكاب حرب به معاندان پيوستند و آن پادشاه با معدودى چند كه از معتمدان وى بودند فدوىوار كوشيده تا به قتل رسيدند . از آن دويست نفر تفنگچى جمعى كثير به قتل رسيده پنجاه شصت نفر از راه و بيراه خود را به خراسان رسانيده بودند .
190 بيان توجّه رايات جلال به آذربايجان و ارسال داشتن صدر جهان قاضى خان صدر را جهت مصالحه كه مراد پاشا تعهّد آن نموده و مشرّف شدن صدارت پناهى به خدمت داراى روم و بيان قرار مصالحه ميان آن دو پادشاه كامگار .
مراد پاشا سردار روم بر نهجى كه سابقا مرقوم كلك بيان گرديد چون به وسيلهء مصالحه از آن مهلكهء هايله رخت به مأمن نجات كشيد و در ثغور روم توقّف نموده
هامش
( 1 ) - د : خراسان .
( 2 ) - م ، د : از اينجا تا آخر فصل را ندارد .