تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 832

مساهمون:

ص٨٣٢
شاه انجم به وقت هر روزه * چون برآمد به تخت فيروزه
پادشاه خواقين‌نواز به رسم اقامت و پيشكش ده سر اسب تازىنژاد ، كه در عراقين به مثابه در اصطبل هيچ پادشاهى موجود نبود ، با ساز و آلت تمام جمله مذهب ركاب و مرصع سنان ، و از نقود أحمر و أبيض و اجناس نفيسه سى هزار تومان عراقى محمول اسبان به سركاران پادشاه مهمان ارسال گردانيدند . ايضا منازل آن پادشاه و اعيان حضرتش از فروش ملوّن و نمدهاى الوان « 1 » آراسته اساسهء منزل نيز به وى متعلّق گردانيدند كه آن نيز موازى پانصد تومان عراقى به قيمت آمده بود از اين احسان فخيم كه نام كريمان روزگار از آتيه و ماضيه بر طاق نسيان گذاشته روزنامهء بخشش حاتم و قارون « 2 » درنورديد ، بيت
به بخشش دست گوهربار بگشاد * به هركس آنچه مىبايست در داد
[ 452 الف ] و روزى ديگر از اين جود و عطايا جشنى پادشاهانه ترتيب فرمود كه جمشيد و فريدون و خسرو پرويز ترتيب و تزيين آن هرگز به خاطر نرسيدى كه گويا انورى خاورى در وصف آن مجلس خلدآيين اين دو بيت ايراد نموده ، شعر :
حبّذا بزمى كز آن هر دم دگرگون زيورى * آسمان بر عالمى بندد زمين بر كشورى
كشورى و عالمى را هم زمين هم آسمان * از چنين بزمى تواند داد هر دم زيورى
و بعد از اتمام آن بساط پادشاه سليمان مناط ولى محمّد خان را با اعيان و ريش سفيدان كه قريب به سيصد نفر بودند طلب داشته ضيافتى كه درخور پادشاهان باشد و از پادشاهان آيد به عمل آوردند . پس از فراغ از شغل جشن و سور زبان الهام بيان به تواضع و مهمان‌نوازى گشوده انتقام و پاداش معاندان وى را بر ذمّت همّت والانهمت لازم گردانيد . آن روز در نهايت انبساط و سرور به تجرّع بادهء ناب ريحانى از دست ساقيان لاله‌عذار روحانى بسربرده تا در اصفهان مقيم بودند هر روز به نوازشى تازه و عاطفتى بىاندازه زنگ ملال از چهرهء خاطر عاطر آن پادشاه جوجىنژاد مىزدود و شبها بازار و ميدان نقش جهان را و مواضع عاليهء شهر را از افروختن شموع و مصابيح زواهر چون سپهر از نجوم ثواقب فروزان مىداشتند . آن دو پادشاه با يكديگر به تماشاى چراغان به آن انجمن تشريف قدوم ارزانى داشته به ملاقات يكديگر خوشوقت و مسرور مىزيستند . نوّاب محمّد خان را با يكى از شاهدان عراق موسوم به گلپرى كه در چمن دلبرى گل رخسارش رشك فرماى گلبرگ طرّى در بوستان نازك نهالى سرو قامتش غيرت‌افزاى خرامش كبك
هامش
( 1 ) - د : غذاهاى الوان . ( 2 ) - ف : قاآن .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 832 | ميرزا بيگ جنابدى