آورده رئوسشان از بدن جدا گرديدند و بقية السيف را كه اعتبارى نبود و آنانى كه داخل عبيد و خدم بودند مطلق العنان گردانيده اموال و عيال همگنان را به غنيمت و اسيرى متصرّف گرديدند . پس كوچ و بنهء امير خان را حمل درگاه عرش اشتباه نموده با رئوس مردودان ارسال گردانيدند .
187 گفتار در مراجعت پادشاه ايران از قراباغ آران و متوجّه شدن به مراغه و قتل اكرادى كه در مراغه توطّن داشتند و ديگر وقايع .
در تضاعف تسخير قلعهء اورومى و قتل امير خان أقطع رايات عزّت و اجلال از قراباغ آران لواى عزيمت ارتفاع داده از طريق قراداغ و چمن اشكنبر لگزى در النگ اوجا نزول اجلال فرموده بودند . از آن النگ همه راه بر چمنهاى نزه كه در دامن سهند كوه واقع است از طرف هشترود عبور فرموده در حوالى مراغه سرادقات عزّت [ 444 ب ] به ايوان كيوان برافراشته همگى استيصال قباد خان كرد و اويماقش منظور نظر كيميا اثر بود . امّا سواى ذات قدسى سمات كسى را اطّلاع بر آن واقعه نبود تا در شهور ثمان و عشر و الف [ 1018 ه / 1609 م ] در ميان خيل آن جماعت كه دوازده هزار خانه متموّل بودند در محلّى مرتفع سراپردهء عزّت به ذروهء سپهر دوّار برافراشتند و مواكب سپهر مراتب پيرامن آن محل مرتفع اطنبهء خيام به اوتاد خجسته آغاز و انجام مربوط داشتند ، بيت :
روز ديگر كه بزمگاه سپهر * گشت روشن به نور ظلمت مهر
قباد خان كرد كه به حسب ارث آن قوم را قايد و پيشوا بود و در حداثت سنّ و در آن وقت رخسارهاش به ماتمش پيش از وقوع مرگ آغاز سياهپوشى نموده بر عذارش اثر موى ظاهر گرديده با دو برادر كوچكتر و شصت نفر از اعيان و اقوام بر نيّت اداى رسوم ضيافت و كشيدن پيشكش و ساورى و اقامت بر درگاه عرش اشتباه حاضر آمده انتظار رخصت دخول حضور مىكشيدند .
پادشاه دادرس كه مدّتى در انتظار آن تظلّم گذرانيده [ بود ] كه داد مظلومان از ظالم بستاند چون بر حضور آن سر خيل ظلمه و آن ظالمان ديگر آگاه گرديد قبل از طلوع از افق خلوتخانهء خاص به احضار و ركوب سپاه فيروزى دستگاه فرمان مطاعه به نفاذ مقرون گردانيد . تمامى سپاه بر حسب فرمان پادشاه جمجاه مسلّح و ملبّس به دروع و جواشن بر تازيان بادرفتار سوار گرديدند . در اندك زمان شصت هزار سوار نامدار چون محيط اعظم