بر طبق اين ارادهء مقرون به افاده محمّد بيگ بيگدلى مرخص گشته در ساعتى مختار لواى توجّه به صوب قلعهء اورومى برافراشت . بعد از وصول با نوّاب قراحسن خان ملاقات نموده اهتمامى كه بدان مأمور بود تقرير نموده به اتفاق آراى ملكآراى آن دو نامدار بر آن قرار گرفت كه قايد اويماق بيگدلى محمد بيگ به درون قلعه رفته امير خان را به نصايح مفيد و مواعظ پسنديده از سبيل عليل مخالفت و عصيان به صراط مستقيم موافقت و استيمان دلالت نمايد و از وخامت عاقبت تمرّد و سركشى تحذير فرمايد و به هر نوع كه تقاضا كند خاطرش به بندگى پادشاه زمان مايل گرداند .
بر وفق اين انديشه محمد بيگ بر مركب جسارت عنان مصالحت به سمت قلعه انعطاف داده امير خان أقطع را ملاقات نموده به سخنان ملايم طبيعت وى را از جادّهء عناد به طريق صلاح مايل گردانيد و با يكديگر به غلاظ و شداد حليف گشتند كه بعد اليوم طريق عناد و خلاف [ 443 الف ] نپيمايد و آن دو سردار نامدار استشفاع نمايند كه زلّات و خطاياى وى را نزد پادشاه جرمبخش متعهّد گردند . امير خان نيز همين قبول نمود كه اگر چنانچه پادشاه پوزشپذير تجاوز و تجاسر وى تجاوز نمايد به نوعى كه اطمينانش حاصل آيد بساط سركشى طى نمايد و چون اقبال مقيم عتبهء كعبه مرتبه گردد بعد اليوم در تدارك مافات در خدمات كوشيده لحظهاى از درگاه خلايق پناه مباعدت نجويد . از طرفين بدين قرار رفته عهود و مواثيق منعقد گردانيدند . پس از آن محمد بيگ بعد از قرار مصالحه از قلعه مقضى المرام به خروج ميل نموده قضايايى كه پرداخته بود با قراحسن خان تقرير نموده به اتّفاق يكديگر كيفيّت قرار مصالحه را به درگاه جهانپناه معروض داشتند .
اين خبر مسرّت اثر در قراباغ آران مسموع بارگاه جلال گشته به هنگام آن كه از اهتزاز نسيم نوروزى ساهرهء غبرا نسخهء كارگاه بوقلمون گرديد و هر طرف از ظهور سبزه و ريحان انجمنى پديد گشت ، شعر :
بر گشاده هواى نوروزى * بر جهان غرفههاى فيروزى
جنبش بادهاى مشك سرشت * باز كرده دريچههاى بهشت
پادشاه ملكستان بنابراين دو مطلب كه قبل از اين رقمزدهء كلك بيان گرديد رايت جهانگشاى به صوب مراغه برافراشت كه اگر اكراد را خلف وعده نيز به خاطر رسد از ورود مواكب سپهر مراتب بر آن اقدام نتوانند نمود .
در تضاعف اين نهضت امير خان اقطع كه از طريق مصالحه و وفاق عدول جسته بر اطلاق محمد بيگ متأسف بود بر خاطر كدورت مآثر بگذرانيد كه بر نيّت قرار مصالحه به ملاقات قراحسن خان و محمّد بيگ فايز گردد و با چند كس از متهوّران بىباك از آن اكراد كه وثوق تمام بر جرأت و تهوّر ايشان حاصل داشت فدوىوار [ 443 ب ] در حين ملاقات