تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 818

مساهمون:

ص٨١٨
مساعدت زمان به دفع الوقت مىگذرانيد . علاوه ديگر مظنّه آن بود كه وى نيز اقتفا به امير خان أقطع نموده سالك سبيل عليل تمرّد و عصيان گردد و همواره قباد خان نيز مترصد احوال امير خان مىبود كه اگر چنانچه قلعهء وى به تصرّف اولياى دولت ابدى قرار نيايد با آن جماعت مرافقت نموده از احبّاى دولت داراى روم گردد . پرتو اين معانى بر خاطر كيميا مآثر عكس‌پذير گشته به مضمون الأمور مرهونة باوقاتها در باب استظهار آن جماعت منتهز فرصت مىبودند . در تضاعف اين انديشه اعتماد الدّولة الخاقانيّة حاتم بيگ وزير در ظاهر قلعهء اورومى لبيك حقّ را اجابت گفته به اجل طبيعى از اين دار غرور به فضاى سرور رحلت فرمود و نام نيكو از اين وزير صايب‌تدبير بر صفحهء روزگار يادگار ماند ، شعر :
در اين باغ يك شاخ و يك برگ نيست * كه لرزنده از صرصر مرگ نيست
به شادى در او غنچه‌اى كم شگفت * كه آخر به صد غصه در خون نخفت
به اسباب گيتى مكن خرّمى * كه بسيار او راست‌رو در گُمى
اگر مرده افتاده‌اى ، تير اوست * و گر زنده ، در بند تدبير اوست
پس از وفات آن وزير بىنظير ، نوّاب قراحسن خان حقيقت وفات وى به درگاه جهان‌پناه عرضه داشت . هنوز رايات جلال در قراباغ آران با سپهر برين توأمان بود و بر نيّت استيصال أكراد مراغه عازم نقل مكان كه اخبار ناخوش وفات آن وزير بىنظير مسموع بارگاه جلال گشت . پادشاه جهان را بر وفات آن وزير صايب‌تدبير نصفت شعار ابواب حزن و اندوه بر روى احوال خير مآل مفتوح گشته بازماندگان وى را مشمول نظر عاطفت و احسان گردانيد و خلف صدق آن جناب ميرزا طاهر خان را ، كه به كمال فضايل نفسانى متّصف بود و به اخلاق حسنه از اعيان [ 442 ب ] روزگار قصب السبق مىربود و با وجود صغر سن در كسب كمال و فضايل و علوم متداوله به قدر امكان كوشيده در علم سياق و حساب و فنون شعر و انشا از صاحبان آن فنّ گوى تفوّق مىربود و به اين صفات آن پادشاه جهان آن نقد وزير عالىشأن را متّصف دانسته به جاى والد بزرگوار بر مسند جليل القدر وزارت نايب مناب گردانيد و بر فوت پدرش به پرسش تعزيت رتبه‌اش از قدر كيوان بگذرانيد . پس از آن رأى جهان‌آراى چنان متقاضى گرديد كه محمّد بيگ بيگدلى را ، كه در اعداد امراى عظام و خواص كرام معدود بود و در اصابت رأى و سرانجام مهام ملكى و مالى بين الاقران ممتاز مىزيست ، نايب مناب اعتماد الدّولة حاتم بيگ مرحوم گرداند كه به ظاهر قلعهء اورومى رفته با قراحسن خان همّت بر محافظت سپاه و تسخير آن قلعه گمارند و در آن باب سعى و اهتمام بليغ بجاى آورند .