تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 809

مساهمون:

ص٨٠٩
او رومى گردد و تا ورود سردار روم خاطر خطير از مهم فساد و طغيان وى فارغ سازند ، امّا اركان دولت و اعيان حضرت امير خان اقطع را آن مقدار وقع نمىداشتند كه پادشاه ايران به نفس نفيس و ذات ميمنت انيس به دفع فساد وى پردازد . بالاخره آراى اركان دولت ابد قرين بدان مقرّر گشت كه اعتماد الدّولة حاتم بيگ اردوبادى وزير و قراحسن خان استاجلو والى همدان با بيست هزار سوار نامدار ، كه ده هزار از آن جمله سپاه جلالى روم بودند ، به ظاهر آن قلعه رفته خاطر خطير همايون از جانب آن أقطع فارغ گردانند . بر طبق اين انديشهء صايب پيشه آن دو سردار با شكوه با آن سپاه مستعدّ بدان صوب رايت توجّه برافراشتند و به سمت قلعهء اورومى روان گرديدند . بعد از نهضت آن سپاه رايات جلال در ساعتى مختار به صوب دار السّلطنهء تبريز روان گشت . چون اثرى از ورود سردار روم ظاهر نبود به هنگام شتا و دم‌سردى هوا ، كه ساكنان كوه و صحرا حواصل پوش گشته هواى متراكم سنجاب سحاب در برافگنده و بسيط زمين دواج كافورگون بر دوش گرفت ، رأى پادشاه گيتىگشاى چنان متقاضى گرديد كه در عرصهء قراباغ آران قشلاق اختيار فرمايند . در مبادى زمستان بر عزيمت [ 436 ب ] قشلاق از دار السّلطنهء تبريز عنان سعادت به سمند اقبال سپرده بدان صوب رايت توجّه بلند گردانيد . در آن ساحت فردوس‌نشان كه شيخ گنجه - قدّس سرّه - در وصف آن عرصه اين لآلى آبدار از بحر ضمير به ساحل شهود آورده ، شعر :
خوشا ملك بردع كه اقصاى وى * ( نه ارديبهشت است بىگل ، نه دى ) « 1 »
تَموزش گل كوهسارى دهد * زمستان نسيم بهارى دهد
ز تيهوج و دُرّاج و كبك و تذرو * بهشتى بود سايهء بيد و سرو
در انتظار ورود سردار روم بسر مىبردند . چون مدّت دو ماه منقضى گرديد و از عساكر روم اثرى به ظهور نرسيد ذو الفقار خان والى مملكت شيروان عرضهء وسيع و شوكت و جمعيّت سپاهى مستعدّ در حوالى خويش مشاهده نموده به انتقام قتل برادرش فرهاد خان ديو غرور به كاخ دماغش راه يافته بر مسند نخوت قرار گرفت و از طريق ولاى پادشاه ولايت انتماء منحرف گشته به سان امير خان كرد استدعاى تعمير قلعهء باب الابواب نمود . به وجهى كه امير خان در تعمير قلعهء او رومى بدان متمسّك گشته وى نيز با بندگان درگاه خلايق پناه بدان تمسّك نمود . امّا رايحهء غدر و نفاق از شمامهء اين رخصت و استجازه به مشام وجدان و حدس صايب پادشاه ذى فراست وزيده به لا و نعم در جواب مطلبش امرى به نفاذ نپيوست . در ساعت
هامش
( 1 ) - د : ( نه ارديبهشت است نه گل زدى ) ؛ ف : نه ارديبهشت است نه گل نه دى ) .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 809 | ميرزا بيگ جنابدى