تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 800

مساهمون:

ص٨٠٠
داشتند [ 430 الف ] و كيفيّت اين واقعه را معروض پايهء سرير خلاف گذرانيدند . پادشاه ممالك‌گشاى بعد از تيسّر موجبات و تمهيد مقدّمات فرمان مطاعه به نفاذ مقرون گردانيدند كه تجويف نقوب را از خس و خاشاك و هيمه به نفط آلوده مملوّ گردانند و دليران رزم‌آزماى و مبارزان حصارگشاى در درون حوالات و حوالى نقوب مهيّا و آماده آتش در آن ضرامه افگند و به هنگام انهدام فصيل و باره ارتفاع غبار و دخان ، كه در ساحت زمين و زمان مصدوقهء
إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها
« 1 » عيان گردد ، از روى جدّ تمام متوجّه تسخير شهر گردند و بر اين نهج انتزاع مفتوح دارند . چون در فتح قلعهء گنجه غايت اجتهاد و اهتمام غازيان شير كردار و دليران معركهء كارزار مشاهد پادشاه سپهر اقتدار گشته بود از شمامهء اين سعى و اجتهاد رايحهء امتنان و غرور به مشام حدس صايب پادشاه غيور رسيده اين معنى موافق طبع اشرف نمىنمود ، لهذا چون بر تسخير شماخى مشرف گشته آن بلده قريب به انتزاع انجاميد خاطر مهر تنوير كه جام جهان‌نماى غيبى است چنان متقاضى گرديد كه عملهء بيوتات و خدمهء كارخانجات سركار خاصهء شريفه به سردارى مؤتمن الدّولة قرچغاى خان بر اين كار خطير اقدام نمايند . ( بنابراين چون موجبات اين تسخير تيسّر پذيرفت نوّاب امين الدّولة با عمله و خدمهء كارخانجات به هنگام انحطاط جدار و ارتفاع دخان و غبار متوجّه تسخير شهر گرديدند « 2 » و روزى ديگر ، بيت :
صبحدم چون شاه اين نيلى تُتُق * بارگى راندى به ميدان افق
خسرو فلك اقتدار بر مركب سپهر مدار چون آفتاب جهانتاب بر فلك پرانقلاب برآمده از يمن حضور موفور السرور برج تدوير مثالى كه قرچغاى خان به نيابت آن مهر سپهر جهاندارى برافراشته بود رشك فرماى منطقة البروج گردانيد . عمله و خدمهء بيوتات ، كه قريب به سه هزار نامدار بودند ، بر طبق ارادهء همايون در مكامن نقوب قيام نموده منتهز وقت مىبودند . همچنين امراى نامدار و قورچيان ذوى الاقتدار و غلامان بهرام شوكت كيوان وقار [ 430 ب ] و توپچيان با مهارت با اعتبار از يمين و يسار سيبه‌ها و حوالات متعلقه به مكامن توقّف نموده مستعدّ كار بودند . چون از اثر انضرام و احتراق أعمده و استوانهء منفوط محترق و نابود گرديد و جدار و فصيل باره انحطاط يافته غبار دخان راه اعتلاء گرفت از جوانب دليران نامدار چون حوادث نازله به هيئات اجتماعى در ميان آن غبار ساطع روى به سوى آن بلده آوردند . نخست عمله بيوتات خاصه به سردارى قرچغاى خان از يك طرف چون سحاب
هامش
( 1 ) - زلزال / آيهء يكم . ( 2 ) - د : ندارد .