تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
زمان دفاتر روميان طلب داشته به تفحّص سپاهيان پرداخت . پس از تحقيق به وضوح پيوست كه هشت هزار قول‌قاپى ، كه عبارت از سپاهيانىاند كه حاكم [ 428 الف ] به ارادهء خويش ملازم گرفته ، در گنجه مقيم بوده‌اند و تا حال ابواب محاربه مفتوح داشته‌اند . پس از تحقيق اين مقدّمات سپاه روميّه از قول‌قاپى با اموال و عيال فراخور مناصب به سپاه فيروزى دستگاه قسمت نموده ناظران معتمد به درون شهر ارسال داشتند تا اجناس نفيسه ، آنچه به سركار خاصهء شريفه لايق و سزاوار دانند ، ضبط نمايند . پس از آن هريك از جنود روم فراخور مناصب به يكى از عساكر تسليم گشته مقرّر به آن كه اموال و عيال ايشان تصرّف نموده رئوس ايشان به درگاه جهان‌پناه آوردند . چون به اين امر مرخّص گرديدند سپاه قزلباش هريك از جنود روم را تصرّف نموده اموال و عيالشان اخذ نمىنمودند و آن‌گاه سرهاشان از بدن انفصال داده به درگاه خلايق پناه به خاك بىنيازى انداختند . بعد از فراغ خاطر از اين شغل پادشاه سپهر اقتدار بلدهء گنجه را به محمّد خان قاجار سفارش نموده متوجّه تسخير تفليس گرديد . بعد از طىّ مسافت چون ظاهر تفليس محلّ سرادقات اقبال گرديد حاكم تفليس ، با آن كه قلعهء وى در نهايت متانت با سبع شدّاد دم از مساوات مىزد و هيچ‌يك از پادشاهان ذو اقتدار را تسخير آن به جنگ ميسّر نگرديده بود ، از احوال سپاهيان گنجه عبرت گرفته بر ايشان ظاهر گرديد كه با پادشاه ممالك‌گشاى مقاومت و مكاوحت چون صيانت نمودن چراغ است بر رهگذر باد ، لاجرم ابواب نزاع مسدود گردانيده روز اوّل به زينهار و امان زبان گشودند و با تحف و هداياى لايقه كليد قلعه به امناى دولت ابدى سپردند . بدين نيكوخدمتى پادشاه جرم‌بخش بر آن جماعت ابواب عاطفت مفتوح داشته خليع‌العذارشان رخصت عزيمت به درگاه قيصر ارزانى فرمود . پس حكومت تفليس را به يكى از غلامان درگاه تفويض [ 428 ب ] فرموده مقضى المرام متوجّه تسخير دار الملك شيروان گرديدند و بقيّهء زمستان سال بعضى در تعمير برج و بارهء قلعهء ايروان ، كه در جنگ و جدال روميّه ويران گرديده بود ، مصروف گشته و بعضى در طىّ مسافت و محاصرهء بلدهء شماخى گذرانيده همّت والانهمت بر فتح آن بلده مصروف داشتند ، نظم :
سازد القصّه فرّ دولت شاه * كارها را به موجب دلخواه
دولت شه جهان فرخنده است * كه جهان را جهان به جان زنده است
باد يا رب هميشه پاينده * زو جهان و جهانيان زنده « 1 »
هامش
( 1 ) - د : سه بيت شعر را ندارد .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 797 | ميرزا بيگ جنابدى