تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥
حصار تلال خاك چون دماوند و الوند كوه برافراشته در پناه تلال رفيعه مرتبه مرتبه قريب به فصيل و خندق آمدند و در آن مقام بروج حواليه و حوالات رفيعه نصب فرموده بر فراز آن توپچيان قدرانداز از خراسان و اصفهان قرار گرفتند . روز جز آتش دادن تفنگ و ضرب‌زنگ به كارى ديگر نمىپرداختند ، تا آنجا كه از محصوران آن كه به خارج نگاه انداخته ، نگاه كردن همان و به زخم تفنگى به بئس المهاد شتافتن همان بود . پس از آن نقب زنان [ 426 ب ] چابك‌دست به سيبه‌ها قرار گرفته به حفر نقب اشتغال نمودند ؛ چنانچه مقرّر داشتند كه نقبچيان نقوب را به زير فصيل و بروج برده و هريك از نامداران صاحب سيبه نقب را به يكديگر متّصل گردانند . آن‌گاه بر حسب آن قرار امراى نامدار به كار فرمودن عمله و نقبچيان پرداخته در عرض دو ماه زير بروج را مجوف گردانيده بر زير ستونهاى قوى بپاداشتند و در اين مدّت توپهاى عظيم بر بروج و باره نصب نموده به انداختن آن دم‌به‌دم مبانى تازه و فصيل را مصدوقهء
جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها
« 1 » مىگردانيدند و مرتبه مرتبه از رئوس جدار به صدمهء توپ محشر آشوب توپچيان درگاه عرش اشتباه منحط مىگرديد . محصوران نيز در انداختن توپ و ضرب‌زنگ در مدافعه كوششهاى مردانه نموده مبارزان محارب را از دخول و صعود بازمىداشتند و چندان كه جدار باره به صدمهء توپ انحطاط مىيافت جدارى أمتن از سابق ارتفاع مىدادند . بدين سبب ابواب فتح مسدوده مانده فتح البابى روى نمىداد . بالاخره فرمان مطاعه به نفاذ پيوست كه تجويف نقوب را از خس و خاشاك و بورياى نفطآلود مملو دارند و آن‌گاه آتش بدان خس و خاشاك نفط آلوده زده و ستونهايى كه اعتماد باره و بروج بر آنهاست احتراق يابد و در حال انحطاط بروج و جدار و ارتفاع دخان و غبار مبارزان نامدار از يمين و يسار حمله برده شهر را از مخالفان انتزاع نمايند . در اين وقت پادشاه جهانگشاى به حواله و سيبهء قرچغاى خان چون مهر سپهر بر منطقة البروج جاى گرفته به مشاهدهء احوال مبارزان نامدار اشتغال داشتند . در نظر فرخنده اثر آن مهر [ 427 الف ] سپهر اقبال مجاهدان دين آثار و مبارزان غضنفر دثار مستعدّ و مهيّا ايستاده نقبچيان آتش به آن خاك منفّط زدند . چون از اثر احتراق بروج و جدار منحط گرديده غبار دخان ارتفاع پذيرفت از سيبه‌ها و محافير نقوب دليران معركهء رزم روى تهوّر و جلادت به بروج و باره منحط نهادند . محصوران نيز به مدافعه كوشيده به انداختن خمبره ، كه عبارت از سبوى مملوّ از داروى تفنگ مدخول فتات آهن و سرب و سنگريزه‌هاست ، دفع متوجّهان مىنمودند . تا شام از طرفين كوششهاى مردانه به عمل
هامش
( 1 ) - هود / آيهء 82 .