القصّه ، پادشاه نكتهدان بنا بر آن كه اهل نخجوان از غلات اهل سنّت و بدعت بودند و از غايت تعصّب اعانت جنود روم بر خود لازم مىدانستند [ 410 ب ] و دانسته تعهّد مخالفت و محاربه سپاه ستاره جاه قزلباش نموده آن را جهاد اعظم مىپنداشتند لهذا حكم نافذ به تخريب نخجوان نموده مساكين و مزارع ايشان را كنام ضباع و ذباب و آشيان جغد و نعاب گردانيد و بعضى از غلامان بهرام صولت را مقرّر داشت كه رعاياى جلفا را كوچانيده به بلدهء اصفهان رسانند . فرمان واجب الاذعان به اسم وزير دار السّلطنهء اصفهان ميرزا محمد نيشابورى از مصدر جلال به صدور انجاميد كه فضايى را كه در جنب خيابان عبّاسآباد واقع است در كنار زندهرود بر ارامنه تقسيم نمايند كه موافق طباع ايشان منازل و كنايس ساخته مسمّى به جلفا گردانند و به عمله و استادان بنّا ايشان را مدد نمايند . شرح عمارات جلفا به وقت خود تقرير خواهد يافت .
بالجمله بعد از تخريب نخجوان و اجلاى ارامنهء جلفا در پادشاه مظفّرلوا نداى رحيل به مسامع مواكب سپهر مراتب رسانيده بر سمت قلعهء ايروان رايت كشورگشايى مرتفع گردانيد . چون ظاهر بلدهء ايروان محلّ سرادقات اقبال گشت بنا بر آن كه روميّه را در استعمال توپ و بادليج و تفنگ مهارت تمام حاصل است و در آن روز بنا بر اظهار قدرت به آتش دادن آلات خويش غايت اقتدار به ظهور مىرسانيدند ، از اين جهت مواكب سپهر مراتب به مقدار مسافت كه آن آلات كارگر نيايد خيام ظفر انجام به اوتاد ثبات مربوط داشتند . امّا بر حسب فرمان پادشاه گيتىستان به هنگام شب دليران نامدار و هزبران لجّهء پيكار حوالات رفيعه نصب نموده در پناه آن منازل حوالى شهر مقام گرفتند و در ليالى به ارتفاع حوالات ديگر و افراشتن سيبه اشتغال نموده توپچيان خاصه و تفنگاندازان ولايات خراسان ، كه در آن كار ( مهارت تمام ) « 1 » داشتند ، بر آن حوالات و سوايب رفيعه بازداشتند كه تا به آتش دادن تفنگ [ 411 الف ] دمبهدم اشتغال نمايند . همچنين بر اطراف شهر امراى نامدار و سرداران عالىمقدار چون : علىقلى خان شاملوى صاحب ديوان ، ذو الفقار خان قرامانى ، قرچغاى خان - كه در آن وقت هنوز در اعداد قوللر آقايان معدود بود و توپچيان خراسان و ديگر محال جمله در تحت فرمان وى مىبودند - اللّه قلى بيگ قورچىباشى قاجار ، محمّد بيگ بيگدلى و ديگر يوزباشيان به امر نافذ داراى زمان حوالات و سيبههاى رفيع به سپهر برافراشتند و توپچيان قدرانداز بر فراز آن شب و روز از آتش دادن تفنگ و زنبوره نمىآسودند . توپچيان چابك دست نيز از جوانب و اطراف به حفر نقب پرداخته بر هر سيبه و حواله چند نقبچى در زير زمين به كندن گور اعدا
هامش
( 1 ) - د : ( مهارت بيش از پيش ) .