گردانيدند . چنانچه در آن معركه چهار هزار سر از ابدان مخالفان به تيغ قهر غازيان انفصال يافته پانصد اسير به قيد كمند تقدير به چنگ آورده بودند و بقيّة السّيف كه به شغل قتل و أسر ديگران بديشان نپرداخته بودند و مجال فرار يافته بودند در مرند و گرگر بر دست متوطّنان آن ديار گرفتار گشته رئوس ايشان را نيز به درگاه جهانپناه رسانيدند .
پس از آن پادشاه خطابخش بنا بر عاطفت و مرحمت جبلّى بر عجز و گرفتارى على پاشا ترحّم نموده به نظر شفقت و مرحمت متوجّه احوالش گرديد و به مرور ايّام به شرف مجارعه و مشاربه مجلس خاص اختصاص يافته اكثر اوقات از مخصوصان بزم خاص مىبود .
بعد از فراغ از امور محاربه بر حسب خواهش احبّاى دولت عنان سمند خوش خرام به سمت تبريز معطوف داشته همّت و الا بر تسخير قلعه گماشتند . بعد از انقضاى چند يوم اهل قلعه چون على پاشا را منظور نظر عاطفت دانستند قلعه را گذاشته به خروج مبادرت نمودند . پادشاه جهان روميان را امان داده از اموال ايشان آنچه نقد و جنس نفيسه بود به سركار خاصّه انتساب يافته ساير نصيب ساعيان و محافظان قلعه گشت . آنگاه فرمان مطاعه به تخريب قلعه صادر گرديده در مدّت پنج يوم از آن آثارى نگذاشتند إلّا دولتخانهء قديم شاه طهماسب كه قلعه را محيط آن ساخته بودند .
176 گفتار در بيان تسخير چخورسعد [ 409 ب ] و بيان قلع و قمع قلعهء ايروان به اقبال پادشاه صاحبقران .
پادشاه سكندر مسير چون از فتح دار السّلطنهء تبريز خاطر خطير همايون جمع گردانيد بلا توقّف با آن مقدار سپاه كه در ظلّ رايت صفوى آيت موجود بودند عنان كشورگشايى به سمت قلعهء ايروان معطوف گردانيد ؛ چه ، سيّد پاشا كه حكومت ولايت چخورسعد و ولايت أرمن از ديوان قيصر به وى متعلّق بود بعد از استماع فتح تبريز و اتّفاق تبارزه و مغلوبيّت على پاشا و آن خونريزى هراس بىقياس بر ضميرش استيلا يافته از بلدهء نخجوان ، كه دارالاقامهاش بود ، به قلعهء ايروان تحصّن جسته همّت بر محافظت آن گماشت . متجنّدهء روم كه در ولايت چخورسعد منتشر بودند و نقش متابعتش بر صفحهء خاطر مىنگاشتند جمله بنا بر آن اطاعت وى بدان محلّ حصين پناه بردند . چندان كه