تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
اعلام مىگردانيده باشد ، كه خاطر خطير همايون متعلّق به اين معنى است . فرستادهء ذو الفقار خان چون به دار الارشاد معاودت نمود از فحواى آن رقم خجسته شيم بر وى ظاهر گرديد كه پادشاه جم‌جاه را هواى تسخير ممالك موروثى از ضمير مهر تنوير سر زده عن‌قريب به اين اراده بر سمند جهانگيرى چون مهر خاورى بر گردون آمده متوجّه اين ديار و بلاد خواهند بود . پس به تمهيد اسباب يساق و يورش پرداخته مترصّد فرمان مىبود . در تضاعف اين مقدّمات ميان على پاشا و اكرادى كه در ولايت سلماس و انزل و قراباغ اقامت مىنمودند نزاعى ناشى گشته كار از منازعه به محاربه منجر گرديد . در اثناى محاربه امير خان ، كه از سر خيلان آن اكراد بود ، بر روميّه تاختن برده در آن حمله سر پنجه‌اش به ضرب تيغ يكى از متهوّران روم از ساعد انفصال يافته بدين سبب اكراد مغلوب گرديدند و به قلاع متين آن سرزمين تحصّن جستند . امير خان از تظلّم روميّه به درگاه خلايق پناه متوسل گرديد و از گرد راه روى نياز به تراب سدّهء كعبه مرتبه سوده از بيداد روميان و تسهيل تسخير مملكت آذربايجان فصلى چند مشيّد پرداخت و متعهّد گرديد كه : « به مجرّد توجّه رايات جلال اكثر بلاد و امصار آن ديار به حيطهء تصرّف اولياى دولت روز افزون قرار گرفته همچنانچه اكراد سبب انتزاع آن ممالك گشته الحال در مقام تلافى باز در خدمت درگاه عرش اشتباه جان باختن اختيار نموده مخالفان دين و دولت را از آن ديار مهروب و مهجور داريم » . پادشاه بنده‌نواز وصول امير خان را به عواطف خسروانه تلقّى نموده قامت قابليّت وى را به خلع شاهوار و فرق افتخارش به تاج وهّاج بياراست و ميانش به كمر مرصّع و خنجر مذهّب مزيّن گردانيده پنجه‌اى از طلاى أحمر مكلّل به جواهر گرانبها ، كه استادان ماهر [ 407 ب ] به صنعت باهر پرداخته بودند ، با ساعدش ملصق گردانيد . امّا از توجّه به ولايت آذربايجان اصلا مقدّمه‌اى بيان ننمودند . على پاشا ، والى تبريز ، از تمرّد و سركشى اكراد و فرار امير خان و توجّه وى به درگاه خلايق پناه متزلزل گشته رعب و هراس بىقياس بر خاطرش مستولى گرديد و همگى تسخير قلاع آن جماعت و استيصال اقتدار ايشان را وجههء همّت گردانيده به احضار عساكر آذربايجان تواچيان را متردّد گردانيد . در زمان معهود دوازده هزار سوار سامان داده به جرگهء سلماس داخل گرديد و برادران امير خان را در قلاع سلماس محاصره نموده همّت بر استيصال ايشان گماشت . در حين ارادهء خروج على پاشا از بلدهء تبريز جاسوس ذو الفقار خان به سمت درگاه سپهر اشتباه از صبا و دبور استعجال عاريه نموده چون اقبال مقيم آستان كعبه‌نشان