تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
مبادرت نمود . پادشاه جرم‌بخش بر عجز و فروتنى وى بخشيده به مواعيد خسروانه مطاياى امانى و آمال وى [ 395 الف ] گران‌بار گردانيد . قاسم دست در ذيل مكرمت پادشاه جهان زده چون سايه در پيش آفتاب جهانتاب زمين عبوديّت رخ نياز بر خاك مسكنت سوده پادشاه بنده‌نواز قامت قابليّت وى به خلع شاهوار آراسته بعد از فتح باب قصبهء ابيورد ، كه روز به روز سپاه فيروزى دستگاه متعاقب يكديگر به موكب ظفر اثر مىپيوستند ، عازم بلدهء مرو گرديد . نور محمّد خان همچنان بر سركشى و مخالفت اصرار ورزيده ابواب دروب بر روى خود مسدود گردانيد . پادشاه جهانگشاى همّت و الا بر اخذ وى مصروف داشته در ظاهر بلدهء مرو قبّهء بارگاه به اوج مهر و ماه برافراشت . در آن وقت نوّاب گنجعلى خان با گروهى انبوه از متجنّدهء كرمان به تقبيل ساحت بارگاه سرافراز گشت . بعد از ورود تمامى سپاه در ظلّ رايت ظل اللهى جمع گرديده رأى ملك‌آراى چنان تقاضا نمود كه بعضى امراء را بنا بر تباطوء « 1 » وصول به موكب سپهر مرتبت به سياست و تأديب معاقب گرداند . بعضى از آن جماعت به عنايات عنيف مؤدّب گشته امّا بنا بر عدم اقتضاى وقت و نامساعدى زمان از سياست وياسا محفوظ ماند . بعد از تخفيف سياست جمهور جنود ظفر ورود در مقام تدارك تقصير به مراسم جان‌سپارى و محاربه اشتغال نموده همگى همّت بر اخذ و انتزاع بلدهء مرو مصروف داشتند . بعد از چندى چون نور محمّد خان جهد و اجتهاد پادشاه گيتىستان ملاحظه فرمود بر وى ظاهر گرديد كه تصرّف شهر با سهل وجوهى تيسّر مىپذيرد ، از اين جهت رعب و هراس بىقياس بر وى استيلا يافته طالب امان گشت و به زينهار لب گشوده و پنهان از اعيان حضرت ، خود عريضه‌اى مشتمل بر عجز و فروتنى به درگاه جهان‌پناه ارسال گردانيد . در آن عريضه تقرير نمود كه : « مخالف مذهب رعايا و متجنّدهء مرو [ 395 ب ] بر رأى ملك‌آراى ، كه مرآت لطايف غيبى است ، پوشيده نخواهد بود و چون به دولت پادشاه ملك‌بخش به منزل قديم و يورت اصلى خويش متمكّن گرديديم آن جماعت همگنان بر اين اتّفاق نمودند كه بر مرافقت ملّت و مذهب ايشان باشيم و بدون اين قبول و تبعيّت تمنّاى ايشان مهمّات مملكت تمشيت نمىپذيرفت . الحال نيز بخلاف مقتضاى طبع بنا بر اراده و نيّت آن جماعت از درگاه سلاطين پناه مهجورم و از شرف بندگى داراى زمان محروم ، و الّا مصرع :
« من و جدايى اين آستان خدا مكناد »
اگر چنانچه امان‌نامچه‌اى
هامش
( 1 ) - م : تباطور .