جهان چنان متقاضى گرديد كه مرو را به تكلّف وى مسلّم دارد ، لا جرم در حين [ 393 الف ] مراجعت به مستقرّ دولت منشور ايالت مرو به اسم نور محمّد خان مرقوم رقم عاطفت و احسان گشته بدان صوب مرخّص گرديد و مرتبهء ديگر در بلدهء مرو از اثر بندگى پادشاه ملكبخش در مملكت خويش فرمانروا گرديد .
پس از آن پادشاه ممالكستان در ضمان حمايت ملك منّان به دار السّلطنهء اصفهان مراجعت فرمودند .
171 گفتار در عصيان ورزيدن نور محمّد خان ، والى مرو ، و توجّه رايات جلال به عزم تنبيه و گوشمال وى بدان بلدهء طيّبه .
چون به تأييد پادشاه بىانباز و معاونت كارساز بندهنواز ساحت گلستان جنّتنشان خراسان بر حسب مرام احبّاى دولت روز افزون از خار و خاشاك وجود مخالفان دين و دولت پيراسته گرديد پادشاه جهان بر تيسّر اين فتح نامدار ، كه سالهاى دراز ديدهء محبّان سلسلهء عليّهء صفويّه و پيروان مذهب برگزيدهء اثنىعشريّه بر شاهراه اين عطيّهء الهى و اين شاهد خوشلقاى فيض نامتناهى نگران بود ، در دار السّلطنهء اصفهان ابواب عشرت و نشاط بر روى احوال روزگار مفتوح گردانيد . اصفهانيان بر نشاط لقاى پادشاه زمان به دستور جدار و سقوت أسواق و برزن و ميادين و انجمن بلدهء فاخرهء اصفهان را به ديباى زرنگار و تصاوير غرابت آثار مصنوع چين و فرنگ مزيّن ساخته در ليالى از افروختن مصابيح و شموع و ايقاد مشاعل و نواير ساحت آن انجمن را چون سپهر از نجوم زواهر منوّر گردانيدند و در اكثر ايّام به لعب صولجان و تاختن قپق و جولان و طريد دادن اسبان رو به شب مىرسانيدند .
همچنين باغ نقش جهان را در آن بلدهء جنّتنشان كه محيط دولتخانه سپهر توان است و وصف آن در مشارق [ 393 ب ] و مغارب چون آبروان به انواع زينتهاى غرابت نگار آراسته و مظلّه و خيام گرانبها از شماره بيرون در ساحت بهشت آثار و خيمههاى گلنارش نصب فرموده درون آن خيام به فروش الوان چون روضهء رضوان مزيّن و آراسته داشتند .