سپاه سپهر اقتدار بر سمند دلدل آثار برآمده فتح و نصرت بر يمين و يسار در ركاب صفوى انتساب در طىّ مسافت مبالغه مىنمودند تا سپهر نيرنگباز چه شعبده آغازد .
170 در آراستن مضمار كلام در محاربهء پادشاه شديد الانتقام شاه عبّاس و دينم خان و فرار وى از مهلكهء جانستان و بيان استخلاص بلدهء فاخرهء هرات .
امّا مجارى اوضاع خراسان بعد از اعدام و افناى عبد اللّه خان و عبد المؤمن خان بر آن نهج جارى گشته بود كه دينم خان ، كه از نتايج خوانين چنگيزيّه به وفور قوّت و شوكت ممتاز مىزيست و مملكت ماوراءالنهر را از روى ارث و استحقاق خود مىدانست و از ديوان عبد اللّه خان اكثر ولايات خراسان و سيستان به اقطاع وى و برادرانش مقرّر بود ، بعد از استماع قتل عبد المؤمن خان خويش را وارث ملك توران دانسته برادرانش را از ولايات مقطوعهء ايشان طلب فرمود و خود از بلدهء قاين قهستان به صوب دار السّلطنهء هرات بر سمند سرعت روان گرديده همّت بر محافظت ممالك خراسان گذاشت .
بعد از استقرار در بلدهء نادرهء هرات تدبيرش بر آن قرار گرفت كه در بلاد و امصار خراسان نصب فرمايد و برادر خويش باقى ميرزا را در [ 387 ب ] بلدهء هرات به صيانت مخصوص دارد و ديگر اخوان را به بلاد مشهوره بازدارد و خود به مملكت ماوراءالنهر توجّه نموده بر سرير فرمانفرمايى ممالك توران متمكّن گردد ، غافل از آن كه كارفرمايان قضا و قدر ساحت عريض گيتى را خاص از براى مضمار يكران دلدلرفتار پادشاه جهاندار شاه عبّاس صفوى مسطّح و ممهّد گردانيده آرزوى بزم آرايى بساتين خراسان در ضميرش معطّل خواهد ماند ، نظم :
اگر محول حَول جهانيان نه قضاست * چرا مجارى احوال بر خلاف رضاست
بلى قضاست به هر نيك و بد عنانكش خلق * بدين دليل كه تدبيرهاى جمله خطاست
هزار نقش برآرد زمانه و نبود * يكى چنان كه در آيينهء تصوّر ماست