تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 738

مساهمون:

ص٧٣٨
يكديگر متّفق گرديدند و جمله همّت بر اعدامش گماشتند . به هنگامى كه در ولايت صاين ، از ملحقات سمرقند ، هشتاد هزار سوار از متجنّدهء فرغانه و خجند و اخسيكث ( 268 ) و ما يضاه بها سامان داده متوجّه بلدهء بخارا بود كه از آن ولايت نيز سپاهى فراهم آورده از جيحون عبور نمايد [ 386 ب ] و بر عزيمت محاربهء پادشاه صفوى بارگاه يورش عراق مصمّم دارد ، در اين اثنا امراى عبد اللّه خان دو شخص از ميان خود تعيين نموده از متهوّران بىباك كه شجاعت در شأن ايشان آيتى بود بر ايشان لازم داشتند كه وى را به قتل رسانند . آن دو متهوّر شب‌هنگام به وقتى كه خان بر عزيمت بخارا بر ابلق غرور برآمده بخار نخوت و تجبّر به دماغ پرتكبّرش متصاعد بود فرصت يافته بر ممرّ عبور وى از دو جانب كمين برده ايستادند و در روشنى مشاعل دفعة واحدة دو تير جانگداز گشاده داده آن دو تير از دو جانب چون تير تقدير در اطرافش جا گرفت و در حال از مركب غرور پرخاك مذلّت و فتور افتاده آرزوى سلطنت ايران و توران بدان جهان كشيد . پادشاه جهان از استماع اين لطيفهء غيبى مبتهج و مسرور گرديده اين مقدّمه را از امارات اقبال و كرامات ائمة هدى - عليهم آلاف التّحيّة و الثّناء - و امداد شيخ صفى الدّين - قدّس سرّه - دانست . پس از آن عنان مسارعت به سمند سعادت سپرده كوچ بر كوچ به صوب خراسان بر بساط نشاط خراميدن گرفت . نخست به مشهد اقدس و تربت مقدّس روضهء رضويّه - على راقدها الف السّلام و التّحيّة - مشرّف گشته به طواف ملايك‌مطاف اقدام نمود و سدنهء آن روضهء سدره مرتبه را به صلات صدقات و نذورات مبتهج و مسرور گردانيد و از روحانيّت آن امام واجب الاحترام عطيّهء فتح و نصرت مسئلت نمود . چون از كرم فيّاض آن بزرگوار به اجابت دعا متيقّن گرديد ركن الدّولة فرهاد خان و گنجعلى خان و ذو الفقار خان قرامانى را با سى هزار سوار نيزه‌گذار طليعهء سپاه نصرت دستگاه گردانيد و با ايشان مقرّر داشت كه در اخفاى تشريف و توجّه ذات قدسى صفات كوشيده چنان مذكور و مشهور سازند كه مؤتمن الدّولة فرهاد خان [ 387 الف ] و بعضى از اعيان درگاه فلك اشتباه به استخلاص دار السّلطنهء هرات بدان صوب صوابنماى بر مراكب كشورگشايى مأمور و روان‌اند ؛ چه ، مظنّه آن بود كه مخالفان چون ورود رايات عزّت و جلال اطّلاع يابند و به قلاع و مواضع حصين تحصّن جسته تسخير خراسان بدين سبب تمادى شهور و سنين اتفاق افتد . پس بر حسب فرمان داراى زمان ركن الدّولة الخاقانيّة فرهاد خان با آن سپاه مستعدّ و گنجعلى خان در شهور سنهء سبع و الف [ 1007 ه / 1598 م . ] بر صوب دار السّلطنهء هرات رايات شجاعت آيات ارتفاع داده پادشاه گيتىگشاى در سرادقات استتار بر عقب طليعهء