تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
سلطان با سوء حال مقهور و مكسور مراجعت نمود ، به ساحت حضور دينم خان رسيد و وى را بر اهتزاز آن طوفان بلا آگاهى داده علّت حركت سلسلهء محاربه گشتند . فرهاد خان را چون در مبدأ حال و فاتحهء احوال اين فتح روى داده از امارات اقبال پادشاه صفوى بارگاه دانست در حال حقيقت اين واقعه با رئوس مخالفان و تنى چند از گرفتاران معركهء رزم به درگاه جهان‌پناه ارسال گردانيد . پادشاه مؤيّد من عند اللّه از استماع اين خبر مبتهج گشته تيمّنا به فال نيك دانست . بعد از وصول به امراى منقلاى از موكب جهانگرد تخلّف جايز داشته با هفت هشت هزار سوار نامدار ، كه لبّ لباب سپاه فيروزى دستگاه بودند بر سبيل ايلغارعنان به باد پايان صبارفتار سپرده مرتبه‌اى ديگر فرهاد خان و گنجعلى خان و ذو الفقار خان را مقدّمهء سپاه منصور گردانيده در طىّ طريق نهايت استعجال مىورزيدند تا زمانى كه در رباط پريان مقدّمهء سپاه نصرت دستگاه بر مخالفان پديدار گشت . در آن وقت قريب به قرار هماى مشرقى در آشيان مغربى كسانى كه از طرف بهادران به زبان‌گيرى مأمور بودند يك نفر ديگر از قزلباش به چنگ آورده نزد دينم خان رسانيدند . [ 389 ب ] ازانهاى وى مرتبهء ديگر معلوم نمود كه پادشاه جهانگير به مرافقت فتح و ظفر در موكب جهان‌نورد چون مهر منير بر سپهر برين جلوه‌گرند و نوّاب فرهاد خان و ديگر امرا با سى هزار سوار بر مقدّمه لواى اقتدار افراخته و عن‌قريب ظلّ ظليل رايت جهانگشاى پادشاه ايران بر آن معركه ممدود مىگردد . دينم خان را مرتبه‌اى ديگر استماع اين خبر متفكّر گردانيد و در آن شب ديجور از دهشت ورود پادشاه زمان دوازده هزار بهادر نامى ، كه كوچ و متعلقان ايشان در خراسان بودند ، از اتّفاق دينم خان نادم گشته روى برتافتند و تا على الصباح با كوچ و بنهء خود راه ماوراءالنهر پيش گرفته از آن مهلكه نجات يافتند . روزى ديگر دينم خان با دوازده هزار بهادر كينه‌گذار ، كه در ظل لوايش ثبات قدم مىورزيدند ، به صف‌آرايى مبادرت نموده خود در قلب قرار گرفت و هريك از برادران را بر سه هزار سوار كماندار سردار گردانيده بر يمين و يسار بازداشت . چون از طرفين از تسويهء صفوف فارغ گرديدند هريك از برادران خويش را با چهار هزار سوار به مضمار كارزار فرستاد و از آن جانب فرهاد خان نيز لواى شجاعت برافراشته از جانبين از صرصر بادپايان صبارفتار و آمد و شد مبارزان غضنفر آثار نواير فتنه و آشوب سر به كرهء اثير رسانيده از سحاب آلات حرب و برق شمشير آتشبار و رعد خروشيدن مردان و صهيل اسبان و أمطار سهام خون‌آشام و تگرگ گلولهء تفنگ مرگ آهنگ در ساحت مضمار جنگ انهار و جداول فنا به هر جانب جريان گرفت و از التيام آن