تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
درآورده بود به اقطاع وى مقرّر داشت . نوّاب خانى نيز خراج آن ممالك را در وجه سپاه به تصرّف داشته پيوسته جنودى از در كارزار آماده و مهيّا داشته به هر طرف كه فرمان همايون صادر كرده به آن طرف لواى توجّه مرتفع داشته در استرضاى خاطر اشرف نهايت اهتمام مرعى داشته لاجرم بر مدارج عليّه صعود نموده ركن الدّولة و الدّين گرديد . امّا بعد از قتل ميرزا سلمان جابرى امر وزارت پادشاهان صفوى بر ميرزا لطفى شيرازى ، كه در اعداد ملازمان ميرزا سليمان بود ، قرار گرفت . بعد از استيصال بكتش خان وزير وى حاتم بيگ ، كه از نتايج ملك المحقّقين نصير الملّة و الدّين بود ، به امر استيفاى ممالك محروسه معيّن گشته در آن شغل بر نهجى مىزيد كه مزيدى بر آن متصوّر نبود . در اثناى آن شغل اصابت رأى و حزم درست و موقوف در تمشيت سرانجام مهام خلافت و شعور در تجهيز امور سپاهى و رعيّت بر رأى عالم‌آراى پادشاه زمان كالشمس فى وسط السماء ظاهر و هويدا گشته منصب جليل القدر وزارت به وى ارزانى فرمودند و صدارت ديوان اعلى بر نقاوهء [ 371 الف ] دودمان آل عبا ابو الولى انجوى شيرازى قرار گرفت . از يمن و اهتمام رأى و تدبير آن وزير منشرح الصدر و آن خان عالىمقدار مهام خلافت و انتظام امور مملكت تمشيت پذيرفته رونق تمام كه بواسطهء تطرّق حدثان زمان سالفه و فتن و فساد خصمان سابقه از سلسلهء بهيّهء صفويّه مسلوب بود مرتبهء ديگر به سعى آن ذات حميده صفات به منصّهء ظهور آمد . پس از آن پادشاه زمان در نهايت انبساط دار السّلطنهء اصفهان بر سرير خلافت و جهاندارى و ابّهت بختيارى برآمده همگى همّت والانهمت بر ترفيهء حال عجزه و مساكين از رعايا و تجّار و سپاهى مصروف گردانيد . حكّام عدالت شعار جلادت آثار بر بلاد و امصار گماشته متمرّدان و ظلمه را به تيغ سياست انتما به محروسهء عدم اقطاع مقرّر مىساخت و رسوم و آدابى كه باعث فساد و مخالفت قزلباش بود به جودت رأى و تدبير صوابنماى از صفحهء احوال روزگار محو فرموده قواعد مشتمل الفوايد موافق وقت و زمان از نهانخانهء ضمير به ساحت بروز جلوه‌گر گردانيد . از آن جمله بنا بر آن كه هريك از امراى عظام كه به سبب تسلّط بر اويماق و احشام به منصب جليل القدر وكالت مفتخر و سرافراز مىگرديدند امراى ديگر كه مقدمت خدمت و قدرت بر جميع اويماق و تبع داشتندى عرق عصبيّت و انانيّت ايشان به حركت آمده قرب پادشاه زمان منشأ نزاع و خلافت ايشان گشتى و از مخالفت آن گروه فتور موفور و اختلال احوال به اساس خلافت و سلطنت راه يافته در هر زمان فسادى حادث گشتى . چنان كه در زمان خلافت پادشاه ولى شاه طهماسب حسينى ميانهء تكلو و استاجلو و روملو و شاملو مدّتى مديد بدين سبب نزاع قايم بود و آمدن داراى روم چهار مرتبه با آن