تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
به مسامع جلال رسيد . پادشاه ايران از استماع اين خبر موحش زنگ ملال بر مرآت ضمير مهر تنوير نشسته بر عزم انتقام چون شاهين تيزپرواز بر قصد حمام در استعجال و اسراع افزوده به نوعى كه احمال و اثقال [ 364 ب ] موكب همايون در دشت بحريان گذاشته با سى هزار نيزه‌گذار بر باد پايان صبارفتار دواسبه متوجّه سبزوار گرديد . آن بىعاقبت از رحمت خدا دور بعد از قتل سبزوار چون جغد از قصد شاه‌باز هراسان و از غضب اثير لهب گريزان بىتأمّل روى به وادى فرار نهاد . پادشاه زمان در بلدهء محشرنشان بر حال آن مظلومان رقّت نموده بعد از تأسف بسيار و نفرين بر آن ظالم ستمكار به كفن و دفن شهداى سبزوار امر فرمود . ميرزا محمّد مؤمن را سرزنش و توبيخ بسيار نموده قريب به آن رسيده بود كه به سياست امر فرمايند ، امّا چون در آن وقت واقعهء جانسوز گنجايش سياست نداشت بدين واسطه از تقصيرات وى تجاوز نمودند . پس از آن به تعمير برج و باره پرداخته حكومت سبزوار به محمّد مؤمن سلطان تفويض فرمودند و بنا بر عدم اقتضاى زمان و قرار طرف مقابل عنان ابلق خوش‌رفتار معطوف داشته مرتبه‌اى ديگر به بلدهء اسفراين توجّه نمودند . حكومت آن ديار مرتبه‌اى ديگر به محمّد سلطان بيات مرجوع شده امّا سلطان بيات از جبن و بددلى چون قوّت محافظت آن بلده از خويش مسلوب مىديد زبان به استغفار بگشاده چندان كه در تفويض آن مبالغه نمودند قبول ننمود . بالاخره بوداق خان چگنى ساحت حضور به لب قبول مقبل داشته متعهّد محافظت آن ديار گشت . بر حسب قبول وى منشور ايالت اسفراين به نام وى موقّع گشته فرمان قضانشان صادر گرديد كه اسباب و اساسهء سلطنت و آلات حرب و ذخاير آنچه متعلّق به ايل بيات در بلدهء اسفراين موجود بود جمله تسليم ملازمان بوداق خان و ايل چگنى باشد . بر اين موجب اسباب مذكوره بر حسب فرمان پادشاه جهان از ايل بيات منتزع گشته به ملازمان بوداق خان و ايل چگنى متعلّق گرديد . آن جماعت مقهور از بلدهء اسفراين بيرون رفتند و قامت قابليّت بوداق خان به خلع پادشاهانه آراسته زمام اختيار آن بلده به يد اقتدار وى سپردند . چون خاطر خطير همايون از آن ممرّ جمع گرديد در كنف حفظ و حمايت مهيمن متعال به صوب مستقرّ دولت و اقبال ، يعنى دار السّلطنهء اصفهان ، عنان عشرت معطوف داشتند . در اين مقام ميان آن پادشاه شديد الانتقام و عبد المؤمن خان مراسلات و مكاتبات به وقوع آمده چون نقل آن به سياق تاريخ مناسبتى نداشت قلم گستاخ شيم را از تقرير آن معاف داشت .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 706 | ميرزا بيگ جنابدى