162 گفتار در معاودت عبد المؤمن خان بعد از مراجعت موكب عزّت و اجلال پادشاه زمان به مستقرّ دولت و بيان قتل عام بلدهء سبزوار و نهضت پادشاه جهاندار مرتبهء ديگر بر سمت خراسان و فرار عبد المؤمن خان .
راويان اين خبر غم انجام چنين روايت كنند كه عبد المؤمن خان بعد از مراجعت موكب عزّت و اقبال مرتبهء ديگر [ 364 الف ] همّت بر اخذ اسفراين گذاشته محمّد سلطان بيات را محاصره نمود . محمّد سلطان بيات و ايل و اويماق وى كه در استعمال توپ و تفنگ يد طولايى داشتند و يد بيضا مىنمودند در محافظت آن بلده نهايت جدّ و اجتهاد به عمل مىآوردند و در حراست آن قلعه محاربات عظيم از ايشان به وقوع آمد . امّا چون سپاه اوزبك بىحدّ و عدّ بود بالاخره از مقاومت عاجز آمده بعد از دو سه ماه محاربه به مصالحه بيرون رفته به درگاه عرش اشتباه ، كه در چمن لار متوقف بودند ، توجّه نمود .
عبد المؤمن خان بعد از آن كه خاطر از مهمّات اسفراين جمع نمود تسخير دارالمؤمنين سبزوار از باطن شآمتميامنش سر زده با آن سپاه دور از ترحّم به ظاهر بلدهء سبزوار نزول نمود و همگى همّت قصير بر انتزاع آن بلدهء فردوسآيين نمود . مدّت چهارده روز در تنقيص شيعيان سبزوار كوشيده شهر از ايشان انتزاع نمود . بر هيچيك از صغير و كبير و ذكور و اناث ابقا ننمود . ميرزا محمّد مؤمن ، كه از احفاد مير شمس الدّين على سلطان بود و از سادات رفيع الدرجات بنى مختار ، با جمعى كه استعداد محافظت داشتند و صيانت خود توانستند نمود رخت به قلعهء ارك كشيده به قدر توان در محافظت خويش سعى نمودند .
خبر مراجعت عبد المؤمن خان مرتبهاى ديگر بر اسفراين در چمن لار مسموع بارگاه جلال گشته با آن مقدار سپاه كه در ظلّ رايت صفوى آيت مجتمع بودند همّت والانهمت بر دفع معاندان اوزبك مصروف داشته از چمن لار باز فرهاد خان را مقدمهء جنود ظفر ورود ساخته بر سبيل ايلغار بدان صوب نهضت فرمود . چون دشت بحريان مضرب سرادقات اقبال گرديد . خبر محاصرهء سبزوار و آن كه مشرف بر انتزاع آن بلده گشته است