جلال پادشاهى صاحب اقبال به نفس نفيس مرتكب اين نهضت است . با آن كه لواى نصرت انتماى فرهاد خان بر اين حركت اقدام نموده بود از جهت تفحّص لا علاج موازى سه چهار هزار بهادر كارزار ديدهء رستم شعار كه عمدهء سپاه ايشان بود بر سبيل منقلاى به استقبال سپاه قزلباش روان داشتند . قريب به سرحدّ خراسان فرهاد خان نيز پنج هزار سوار نيزهگذار بر سبيل مقدّمه رخصت توجّه ارزانى داشت . ولد بوداق خان چگنى مدعوّ به ابو قرداش نيز در آن مقدّمه مرافق بود . آن دو گروه كوه شكوه را در بعضى محال آن طريق ملاقات دست داده حربى در غايت شدّت و حدّت اتّفاق افتاد . به نيروى اقبال بىزوال چون تراجع خردله از نزول جبال جنود اوزبك را به مجرّد رؤيت اثر مقدّمه رعب و هراس طارى گشته روى به وادى فرار نهادند . معدودى چند به هزار مشقّت خبر
مغلوبيّت سپاه خود و شوكت سپاه قزلباش * آن جماعت اوزبكيّه رسانيدند . در آن
محاربه ابو قرداش به هنگام تعاقب اوزبكيّه بىامداد غيرى هفت نفر از بهادران نامى را به قيد اسار گرفتار گردانيده به نظر فرهاد خان درآورد .
القصّه بعد از استماع آن محاربه [ 363 ب ] و مقهور گشتن مقدّمه الجيش ، عبد المؤمن خان بىآنكه بر وى ظاهر گردد كه رايات عزّت و اقبال به نفس نفيس متوجّه است يا فرهاد خان ، بر مركب استعجال برآمده روى به وادى فرار نهاد و در غايت اضطراب خود را به مشهد مقدّس رسانيد . پس از آن فرهاد خان در مقدّمهء سپاه پادشاه ايران با بيست هزار سوار رستم شعار به ولايت اسفراين داخل گشته تا بلدهء نيشابور بر سبيل تعاقب پى سپر جنود ظفر ورود گردانيد . مقدّمهء سپاه قزلباش تا عقبهء علاقه بند ، كه در هشت فرسخى مشهد مقدّس واقع است ، تاخته به چند اول سپاه اوزبك رسيده جمعى كثير عرضهء تيغ و تير گردانيدند . قريب به سى بهادر نامى كه به محافظت ساقهء سپاه مأمور بودند به قيد اسار درآورده سالما غانما به نظر فرهاد خان رسانيدند .
نوّاب خانى در بلدهء نيشابور چند روز نزول نموده چون از پادشاه زمان به محاربه مأمور نبود لا جرم به مشهد مقدّس نرفته مراجعت فرمود و باز به بلدهء اسفراين عبور فرموده در آن بلده به پاىبوسى اشرف مشرّف گرديد ؛ چه پادشاه جهانگير بعد از رخصت سپاه فرهاد خان بر اثر ايشان طىّ مسافت نموده داخل بلدهء اسفراين گشت و بر حال مقتولان آن بلده ترحّم نموده عبد المؤمن خان را به دعاى بد نفرين نمود . پس چند روز در آن مقام توقف فرموده به تعمير برج و بارهء آن بلده پرداخت و محافظت آن را در عهدهء اقتدار محمّد سلطان بيات قرار داده عنان عظمت به پايهء سرير خلافت معطوف داشتند .