محارب و سيصد نفر تفنگچى قدرانداز ملازم گرفته مدّت پنج سال در آن قلعهء نامدار اقامت ورزيد . وى را با اوزبكيّه محاربات صعب افتاده هر مرتبه غالب مىآمد . چون كوشش وى در سرحدّ خراسان مسموع پادشاه جهان گرديد به عنايات خسروانه و تشريف پادشاهانه سرافراز گشته به خطاب مستطاب خانى مفتخر گرديد و سركارتون به اقطاعش مقرّر گشته از درگاه جهانپناه به انتزاع آن ولايت مأمور گشت . از كثرت حرب با اوزبكيّه به نوعى دلير گرديده بود كه اكثر اوقات با سيصد نفر از قزلباش و تفنگچى با هزار سوار اوزبك مقابل گشته غالب مىآمد و رئوس مقتولان را همواره به درگاه جهانپناه ارسال مىفرمود . [ 358 ب ]
بالجمله ناجمبى كه به فرمان عبد اللّه خان والى سركارتون بود بنا بر آن كه رعاياى قصبهء سرايان ( 250 ) و سه قلعه ( 251 ) سر از ربقهء فرمان وى كشيده اداى باج و خراج نمىنمودند والى جنابد ميرزا حاجى را ، كه از امراى اوزبكيّه بود ، طلب داشته از خدمت دينم سلطان نيز استمداد نمود . نوّاب دينم سلطان پانصد سوار به مدد ايشان ارسال داشته مجموع آن سپاه هزار سوار گرديد . ارادهء ايشا آن بود كه به طرف قصبهء سرايان لواى قلعهگشايى برگشايند .
خواجه ملك سرايانى كه ربّ النوع مردم آن ولايت بود از اين توجّه آگاه گشته به استمداد حاكم كرمان عرضه داشتى ارسال فرمود . حاكم كرمان با هزار سوار افشار بنا بر استدعاى مردم سرايان از كرمان ايلغاركنان بر طريق شتابان متوجّه سرايان گشتند . چون سركارتون از ديوان همايون پادشاه جهان به اقطاع مصطفى خان مقرّر گشته و به انتزاع آن مأمور بود ، در آن ولا قبل از نهضت ناجم بىهمّت بر استخلاص بلدهء تون و قصبهء جنابد مصروف داشته با پانصد قزلباش و دويست پياده تفنگچى متوجّه بلدهء تون گشت . حاكم تون ، ناجمبى از توجّه وى آگاه گشته به استقبال وى شتافت . آن دو گروه ستوده در قريهء آيسك ( 252 ) سرايان يكديگر را تلاقى كرده بين الجانبين محاربهاى در نهايت صعوبت اتّفاق افتاد . چون اوزبك به اضعاف سپاه قزلباش بودند مصطفى خان تمامى سپاه را از اسب پياده نموده به تفنگ آتشبار و سهام خاراگداز در مدافعهء سپاه تاتار غايت اقتدار به ظهور رسانيدند . چندان كه سپاه اوزبك به حملات متواتر بر ايشان تاختن مىآوردند قزلباش و تفنگچى پشت به قريهء آيسك داده به زخم تفنگ ايشان را معاودت مىفرمودند .
از اتفاقات حسنه در آن وقت رسيدن سپاه كرمان بود كه از ورود ايشان جنود قزلباش را استظهار تمام حاصل گرديد . تا ورود مقدّمهء ايشان مصطفى خان بر مراكب آسوده سوار گشته به هيئات اجتماعى بر اوزبكيّه [ 359 الف ] تاختن بردند . در اين اثنا اثر مقدّمهء سپاه
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 697
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٦٩٧