فلك دوّار رسانيد .
ملك جلال الدّين خان از ملكان نيمروز بنا بر اقتضاى زمان بعد از كوشش بسيار با استعدادى وافى به بلدهء قندهار با كوچ و متعلّقان پناه گرفت و از آنجا پناه به درگاه سلاطين پناه خسرو ايران آورد . بعد از آن ممالك نيمروز به تمامه به تصرّف باقى سلطان قرار گرفته شاهزادگان كامياب رستم ميرزا و برادرزادگان از داور زمين و گرمسير و قندهار از استيلاى وى بعد از كوشش بسيار رخت به ممالك هندوستان كشيدند و تا زمان تحرير اين نسخه كه شهور ثمان و عشرين و الف [ 1028 ه / 1618 م . ] است در آن مملكت در ملازمت داراى هند بر سرير عزّت و كامرانى متمكّن بودند .
القصّه ، از قهستان تا اقصاى ولايت سيستان در حيطهء تصرّف دينم سلطان قرار گرفت و استقلال تمام در آن ديار يافتند .
161 گفتار در توجّه رايات جلال فرهاد خان به خراسان در مقام انتقام قتل مشهد مقدّس و مراجعت وى بنا بر اقتضاى زمان بىحصول مطلب و بيان قتل عام بلدهء سبزوار و اسفراين به تيغ قهر عبد المؤمن خان بىايمان .
بعد از قتل اهالى بلدهء مشهد مقدّس و تسخير بلدهء نيشابور چنانچه سابقا مرقوم رقم بيان گرديد عبد المؤمن خان حكومت مشهد مقدّس را به قاسم حاجىبى ، كه از اعاظم امرايش بود ، تفويض فرمود و بر بلدهء نيشابور و مضافاتش قويداش بهادر را به حكومت منصوب گردانيد ، آنگاه با جهان جهان غرور و انانيّت به مستقرّ خويش كه قبّة الاسلام بلخ بود لواى مراجعت برافراخت .
اين اخبار در دار السّلطنهء اصفهان مسموع بارگاه عزّت پادشاه جهان گشته خاطر خطير همايون بر خرابى مشهد مقدّس و قتل عام آن ديار به غايت متأثر گرديد . چنانچه از رقّت قلب [ 361 الف ] قطرات عبرات بر وجنات همايون روان گرديد و در ساعت بنا بر انتقام اين غبن فاحش ركن الدّولة فرهاد خان قرامانى ، ( 254 ) كه از نتايج بيرام بيگ قرامانلو بود و به قيادت جيوش و اصابت رأى بين الاقران لواى تفوّق مىافراشت و بنابراين صفات بر