تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
سلطان را به حمله بردن و تاختن مأمور گردانيد . وى نيز با عمدهء سپاه رزم‌خواه اسبان حصارى و قرقزى را از جاى برانگيخته بر قزلباش حمله بردند . هنوز سپاه قزلباش به صف‌آرايى نپرداخته بودند كه سپاه اوزبك از عقب يكديگر فوج فوج و گروه گروه مىرسيدند و به محاربه مىپرداختند . توپچيان قزلباش را مجال تفنگ انداختن نمانده سپاه اوزبك به اضعاف ايشان بود و حملات متواتر مىآوردند . بعد از آن كه لحظه‌اى در صدمات آن حملات پاى فشردند بالاخره تاب مقاومت نياورده روى به عقب گذاشتند . چندان كه مصطفى خان و مير شير محمّد ولد ركن الدين سلطان غليظى ، كه يكى از سرداران آن سپاه بود ، جدّ و جهد نمودند [ 360 الف ] فايده‌اى مترتّب نگرديد لا علاج عنان مراجعت به طرف بلدهء تون برتافتند . مصطفى خان لحظه‌اى در تلاطم امواج آن بحر پرجوش و خروش بر محاربه اقدام نموده گريختگان را تراجع مىفرمود . بعد از اندك كوششى جمعى كثير از اوزبكيّه پيرامنش فروگرفته وى را زنده به چنگ آوردند . سپاهش فرار بر قرار اختيار نموده تا وصول به شهر تون اكثر قزلباش عرضهء تيغ و تير بهادران كينه‌كش گرديدند . مير شير محمّد غليظى با قليلى از آن گريختگان داخل قلعهء تون گشته عيال و نسوان قزلباش را به درون قلعهء تون بردند . ناجم‌بى حاكم تون كه در سپاه دينم خان مرافق بود بر اثر آن جماعت طريق استعجال پيموده شهر تون را تصرّف نمود . مصطفى خان را باقى خان نزد دينم سلطان رسانيد . چون به مجلس وى داخل گرديد بىسابقهء تكلّم و تحيّت و پرسشى كه از رسوم و عادت است آغاز فحش نموده زبان به لعن و طعن خلفاى ثلاثه برگشاد . چندان از اين مقولات مذكور گردانيد كه غصب بر دينم خان مستولى گرديده به قطع زبانش امر فرمود . آن‌گاه اعضايش از يكديگر انفصال داده بدين عذاب به درجهء شهادت فايز گرديد . پس از آن مرتبه‌اى ديگر سركارتون به تصرّف اوزبكيّه قرار گرفت و قلعهء طبس گيلكى در تصرّف اولياى دولت قاهره مانده محمّد سلطان برادر مصطفى خان در آن قلعه به محافظت اقدام مىنمود و كسى را بر تسخير آن دسترس نبود . چون دينم سلطان از ممرّ خصمى چون مصطفى خان خاطر جمع نمود در شهور سنهء الف [ 1000 ه / 1591 م . ] به قاين مراجعت نموده همگى همّت بر استخلاص سيستان محصور گردانيد و باقى سلطان برادر اعيانى خويش را به جنود بىاندازه اقتدار بخشيد و بر عزيمت تسخير ملك نيمروز و استيصال ملكان والى آن مملكت بر مقدّمه ارسال داشت . باقى سلطان با سپاه بيكران به ولايت سيستان توجّه فرموده [ 360 ب ] در آن مملكت وى را محاربات بسيارى روى داده در اكثر معارك غالب گشته رايت اقتدار به