تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤

160 گفتار در مآل حال امراى ثلاثه و بيان كيفيّت انتقال تيول ايشان به تصرّف اوزبكيّه و بيان تسخير مملكت قهستان .

بعد از مغلوب گشتن سپاه قزلباش در قريهء ازغند ، چنان كه مذكور گرديد سليمان خليفهء تركمان در معركهء قتال به قتل رسيد و ديگر امراى ثلاثه در قصبهء جنابد يكديگر را ملاقات نموده رأى ايشان بر آن قرار گرفت كه هريك به اقطاع خود توجّه نموده [ 356 ب ] بر تعمير قلاع و جمع ذخيره اقدام نمايند و محال تيول خود را از نكات ضدّان صيانت نمايند و تا هنگام ورود رايات جلال به خراسان يكديگر را ممدّ و معاون باشند . بر طبق اين اراده و خيال سلطان على خليفه به قهستان توجّه نمود . مصطفى بيگ كنگرلو به سمت قلعهء طبس گيلكى ، كه از قلاع ربع مسكون به متانت و استحكام ممتاز است ، لواى عزيمت برافراشت . شاه بوداق سلطان تركمان در قلعهء جنابد تحصّن بر خاطر قرار داده به جمع ذخيره و باره پرداخت . امّا دينم سلطان بعد از فتح استقلال و تمكّن تمام يافته با آن سپاه همچنان همّت بر تسخير قهستان مصروف گردانيد . چون نزد وى به وضوح پيوست كه سلطان على خليفه در قلعهء آفريز قهستان اقامت نموده سپاه خود را به قلاع متين قهستان منتشر ساخته و همّت بر محافظت قلاع قهستان گماشته ، به صوب قاين توجّه نموده در آن بلده لواى تمكّن مرتفع گردانيد و باقى سلطان ، برادر خويش ، را با اعيان بهادران كينه‌كش به قلعهء آفريز ارسال داشت تا سلطان على خليفه را به چنگ آورده قهستان را بىمنازعى تصرّف نمايد . باقى سلطان بر حسب فرمان برادر با گروهى انبوه به ظاهر قلعهء مذكور نزول فرمود . سلطان على خليفه هنوز آن قلعه را متانت نبخشيده و ذخيره و اسباب قلعه‌دارى سامان نداده بود . بعد از نزول باقى سلطان مضطرب گشته اراده نمود كه از آن قلعه با مقرّبان و اعيان ملازمان هريك بر مراكب بادپاى سوار گشته خود را به قلعهء طبس مسينان ( 249 ) ، كه از قلاع مشهورهء قهستان است ، رساند . بدين عزيمت با چند نفر از غازيان كه اعتماد بر مودّت و اقتدار ايشان حاصل داشت وقت چاشتى كه بهادران در خيمه‌ها و منازل خويش به استراحت و عيش مشغول بودند مكابرهء راه فرار پيش گرفتند . باقى سلطان از عقب ايشان با برادران رزم‌خواه اسبان حصارى و قرقزى برانگيختند . چون پاره‌اى راه طىّ نمودند سلطان على خليفه از اسب دوانيدن عاجز آمده ساقط گرديد و قدرت بر ركوب
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 694 | ميرزا بيگ جنابدى