چون مدّت پنج ماه از محاصره منقضى گرديد و تضييع جمهور رعايا مسموع اوزبكيّه گشت ، خاطر ظلمت مآثر شاه بوداق سلطان « 1 » بر آن قرار گرفت كه به طرف عراق توجّه فرمايد . بواسطهء آن كه سيصد نفر از متابعانش با وى بودند و مخالفان به اضعاف مضاعف ايشان و به مصالحه راه گريز بر ايشان نمىگذاشت مسرعى در نهان نزد مصطفى خان كنگرلو به طبس گيلكى ارسال داشته از وى استمداد نمود . مصطفى خان با پياده و سواره كه در ظلّ رايتش مجتمع بودند بر حسب استدعاى وى قريب به جنابد آمده او را با خويشتن ملحق گردانيده به استعانت يكديگر به طبس مراجعت نمودند . بعد از دو سه روزى چند شاه بوداق خان با متابعان خويش از راه مغارهء طبس رايت توجّه به سمت عراق برافراشته به موكب پادشاه ايران ، كه در اصفهان رايت عرش آيت به سپهر برين لاحق داشتند ، پيوست .
چون احوال و طرز سلوك وى در قصبهء جنابد مسموع بارگاه گرديد ارادهء همايون آن بود كه به سياست بليغ انتقام عجزه و مساكين جنابد از وى بكشد اما اين معنى [ 358 الف ] ادراك نموده از بيم جان فرار نمود ؛ چه ارادهاش آن بود كه تاج و هاج از سر بينداخته به خدمت عبد اللّه خان پيوندد و اين بىدولتى را وسيلهء تقرّب خود سازد . بر وفق اين خيال باطل با عيال و نسوان و درم و دينار و اموال بيشمار و پسرى در غايت جمال قطع نظر از امارت و خيل و حشم نموده از راه بيابان طبس راه خراسان پيش گرفت . بنا بر كفران نعمت دودمان صفويّه و ظلمى كه بر درويشان جنابد از وى به عمل آمده بود ما بين دستجردان و ترشيز ، در موضعى از اعمال تون و طبس مسمّى به رابط زنگيان ، نزول فرموده جمعى از اوزبكيّهء حرامى ، كه به قطع طريق متردّد بودند ، دچار وى گشته چون جهات بسيار از نقد و جنس همراه داشته به طمع آن اموال همگنان را به قتل رسانيدند .
چندان كه با ايشان تقرير مىنمودهاند كه : « تاج بريدهايم و مذهب اهل سنّت اختيار نمودهايم و بر نيّت ملازمت به خدمت عبد اللّه خان و عبد المؤمن خان مىرويم . » متابعت اوزبك و تاج انداختن سبب نجات وى و متابعانش نگرديده دين و دنيا از دست داده خسر الدنيا و الآخرة عيال و اطفال و پسر صاحب جمالش را نخست نزد وى به قتل رسانيدند . آنگاه به بئس المهاد واصلش ساختند .
امّا مصطفى سلطان كنگرلو بعد از فرار از مهلكهء ازغند در قلعهء طبس گيلكى اقامت ورزيده قلعهء مذكور را ، كه در متانت از وصف مستغنى است ، رفته پانصد نفر از قزلباش
هامش
( 1 ) - ف : شاه بوداق سلطان عليه النيران