بىآن كه سپاه قزلباش بر محاربه اقدام نمايند شاه بوداق سلطان و مصطفى سلطان بر حسب مواضعه روى به وادى فرار نهاده خليفتين را در ميان كارزار با جنود متعلقهء ايشان تنها گذاشتند . چندان كه سليمان خليفه در مراجعت سپاه سعى موفور به ظهور رسانيده فايدهاى بر آن مترتّب نگرديد ، شعر :
چو لشكر پراكنده شد در نبرد * دگر مشكلش مىتوان جمع كرد
چون از خاره بشكست ميناى سُست * به استادى كس نگردد درست
شكوفه كه ريزد ز باد بهار * نگردد دگر جمع بر شاخسار
در اثناى اين سعى و مبالغه در مراجعت از بهادران كينه گداز دچار وى گشته بر قتلش اقدام نمودند . سلطان على خليفه نيز روى به وادى فرار آورده از آن لجّهء خطرناك رخت به ساحل نجات كشيد . آنگاه اوزبكيّه از يمين و يسار بر اثر جنود قزلباش عنان به مراكب داده تعاقب ايشان نمودند . تا چهار فرسخ بر قتل گريختگان اقدام نموده بسيارى از قزلباش عرصهء تيغ و تير بهادران كينهگير گرديدند . پيادگاه كه پانصد نفر بودند بعد از فرار آن جماعت اساسهء سلطنت امراى اربعه از خيام نفيسه و فروش گرانبها و طبل [ 356 الف ] و نبير و كوس و نقاره و رايت و لوا مجموع تصرّف نموده تا مراجعت اوزبكيّه از تعاقب گريختگان بر شتران كوه كوهان قزلباش حمل نموده به هيئات اجتماعى كنار رودى كه اسب به آسانى بر آن عبور نمىتوانست نمود حصار گرفته به آتش دادن تفنگ خصمان را از خود بازمىداشتند . اوزبكيّه بعد از مراجعت از تعاقب چندان كه در اعدام ايشان سعى و اهتمام مىورزيدند به صدمهء تفنگ ايشان را معاودت مىنمودند و بر آن جماعت راه دخول مسدود مىداشتند .
دينم سلطان چون تهوّر و دليرى آن جمع ملاحظه نمود همّت بر آن مصروف گردانيد كه همگنان را به چنگ آورده به قتل آورد ، امّا دولتخواهان وى چون مير محمّد قاسم ازغندى و قاضى سلطان تربتى مانع آمده تقرير نمودند كه : « اين جماعت پى سپر اكثرا اوباش و رنودند . اضطرار ايشان را بر محافظت نفوس مىدارد و چندان كه حيات دارند مىكوشند . تا ايشان را به قتل رسانيدن سپاه بسيار در عرصهء تلف نابود و ناچيز مىگردند و اين جماعت بدان نمىارزد كه سپاه عرصهء تلف گردانند » . دينم سلطان را سخن نيكخواهان موافق افتاده از سر محاربهء ايشان درگذشت .
آن جماعت بعد از توجّه اوزبكيّه همچنان به هيئات اجتماعى با اسباب نفيسهء قزلباش و طبل و علم كنار رودخانه حصار گرفته به آواز كوس و نبير راه ترشيز پيش گرفتند . چون از مكان اذيّت مخالفان ايمن گرديدند هريك به اوطان خويش مراجعت نمودند و بر خلاصى از آن مهلكه بقيّة العمر به محامد شكر الهى قيام نمودند .