156 زينت يافتن ممالك خراسان بعد از قتل مرشد قلى خان از ورود موكب جاه و جلال و مراجعت نمودن [ 346 ب ] به سبب عدم اقتضاى حال .
پادشاه سكندر شأن بعد از قتل مرشد قلى خان از چمن بسطام نداى رحيل به مسامع سپاه رزمخواه رسانيد . كوچ بر كوچ متوجّه خراسان گشت . نخست به مشهد مقدّس و مطهّر امام همام علىّ بن موسى الكاظم - عليه السّلام - نزول اجلال فرموده به مراسم زيارت و آداب طواف ملايكمطاف اقدام نمود و از روحانيّت آن امام استمداد نموده سدنهء آن مقام واجب الاحترام را به صلات و نذورات مبتهج و خوش وقت گردانيد .
بر مستخبران آثار دودمان عليّه مكان صفويّه لمعان اين انوار مستور نخواهد بود كه بعد از قتل مرشد قلى خان امرايى كه به موكب همايون ملحق نگرديده بودند چون بكتش خان افشار حاكم كرمان ، مهدى قلى خان ذو القدر حاكم شيراز ، حكّام آذربايجان و ديگر امرا كه در ولايت عراق و فارس به فرمانروايى اشتغال داشتند چون يولى بيگ و فرهاد بيگ غلام خاصه شريفهء پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد كه بر حسب خواهش آن پادشاه زمان بر ولايت اصفهان والى بود ، جماعت ارشلو ( كه ضربهاى از افشارند ) « 1 » به سردارى زهرمار سلطان افشار كه اقطاعات ايشان نيز در ولايت اصفهان مقرّر بود ، دولتيار خان سياه منصور والى زنگانهرود و سلطانيّه و ابهر چون بر قتل مرشد قلى خان اطّلاع يافتند مجموع در محال خود متقاعد گشته به يورش و معاد خراسان مبادرت ننمودند . بعضى از ايشان به حال استقلال در ولايت متصرّف فيه خوش رايت استقلال برافراشته از انقياد و اطاعت پادشاه استنكاف ورزيدند ، چون بكتش خان افشار . ( 244 )
از ثقات استماع افتاده است كه مير ميران از احفاد شاه نعمت اللّه يزدى بعد از قتل مرشد قلى خان يا قبل از آن دودمان و دولت عليّه مكان صفويّه را به حسب ظاهر به صفت ضعف متّصف پنداشته طبيعت محالانديش وى چنان متقاضى گرديد كه خلعت خلافت به ذمّت سلسلهء خويش آراسته و پيراسته دارد ؛ چه به اعتقاد خويش سلسلهء عليهء صفوى را به استمداد مريدان و اعتقاد صوفيان بدين موهبت سرافراز مىدانست و
هامش
( 1 ) - ف : ندارد .