گردانيده ساير منكران را نيز منقاد و مطيع سازد . از آن جمله سليمان خليفه تركمان را كه در سركارتون و طبس لواى حكومت مىافراشت و رقبه از ربقهء بندگى پادشاه جهان كشيده مىداشت . [ 334 الف ] وى را شاء ام ابى اطاعت فرمايد . همچنان به ولايت ترشيز عبور فرموده اولاد ولى خان استاجلو را كه تا آن زمان بنا بر عار از اطاعت مرشد قلى خان به پاىبوسى و سجدهء اشراف پادشاه زمان نرسيده بودند استمالت داده به پاىبوسى اشرف مشرّف گرداند .
بر اين عزيمت با چهار هزار سوار نامدار از شاملوان و غيره از ظاهر بلدهء هرات رايت ميمنت آيات عبّاسى ارتفاع داده در ظلّ آن به صوب قهستان عنان عزيمت معطوف گردانيد . چون بلدهء قاين و قهستان مضرب سرادقات اقبال پادشاه جهان گرديد امر واجب الاتباع به مصادره و اخذ سلطان على خليفه از مصدر غضب اثير لهب صادر گرديده قهستان از وى انتزاع نمودند و به علىقلى سلطان استاجلو از احفاد عبد اللّه خان استاجلو مفوّض داشتند . همچنين سپاه سلطان على خليفه را مستمال گردانيده در سلك ملازمان سدّهء فلك مكان انتظام دادند و وى را به سلاسل مقيّد ساخته به محصّلان غلاظ و شداد سپردند . پس از آن از قاين كوچ كرده به قصبهء گناباد نزول اجلال فرمودند .
سليمان خليفهء تركمان در آن وقت در گناباد متمكّن بود . از بندگى پادشاه جهان خود را معاف داشته دروب حصار بر روى خود مسدود گردانيده از نزل و علوفه و اقامه هيچگونه خدمتى به ظهور نرسانيد . اعيان و رعاياى گناباد را نيز مانع آمده نگذاشت كه به بندگى اقدام نمايند . چون وقت مقتضى گوشمال وى نبود به تغافل از وى گذرانيده نداى كوچ در دادند و كوچ بر كوچ بر صوب ترشيز روان گرديده در حوالى قريهء كندر ، از قراى ترشيز ، سرادقات جلال پادشاهى به ذروهء فلك دوّار برافراشتند .
152 محاربه نمودن علىقلى خان و مرشد قلى خان در ولايت ترشيز و به دست آوردن مرشد قلى خان پادشاه زمان شاه عبّاس را و بيان فرار علىقلى خان و حرمان وى از خدمت پادشاه جهان .
سبحان مالكالملكى كه به حكمت كامله و قدرت شامله چون ارادهء مقرون به