واقع بود ، ميل نمودند .
در تضاعف اين كرّ و فرّ سلطان على خليفهء شاملو بنا بر اخذ و مصادره كه مذكور گرديد از سپاه شاملو روگردان گشته عنان به سمت قلب سپاه مرشد قلى خان معطوف گردانيد .
از گرد راه نزد خان رفته بيان نمود كه : « جمهور سپاه شاملو به محاربهء جنود استاجلو كه بر فراز مشرفند اشتغال دارند و علىقلى خان نيز به نفس نفيس به سردارى ايشان مشغول .
اينك پادشاه جهان شاه عبّاس با دويست سيصد نفر از نويسندگان و تاجيك هر ولايت در قلب سپاه چون مهر جهانتاب تابان ، با سهل وجوه پادشاه زمان را تصرّف مىتوان نمود ، مصرع :
بجنب از جا كه فى التأخير آفات » .
مرشد قلى خان بعد از استماع اين بشارت اقبال نشان رايت بيضا آيت امام همام به دست گرفته با جمعى كه در قلب با وى مقيم بودند . چون امير ركن الدّين غليظى و قنبر سلطان خاورى كه از سلاطين موضوعهء وى بودند و بهبود على بيگ جاذبى و خداويردى جلاير و هزار سوار از اعيان استاجلو و تبعهء اين سلاطين بر سمت چتر فلكفرساى پادشاه زمين و زمان عنان سرعت به سمند سعادت سپرده چون [ 336 الف ] بخت و فيروزى خود را به مستقرّ جاه و جلال پادشاه جمجاه رسانيد . همچنان از گرد راه رسيده محيط آن مركز اقبال گشت . چون چشمش به ديدار مهر آثار پادشاه كامگار اضائت گرفت از مركب به زير آمده پاى ركاب همايونى انتساب بر چشم ماليدن و بوسيدن گرفت و به شكر اين عطيّه جبين اخلاص بر خاك سوده چند مرتبه رقصان رقصان بر گرد سر آن پادشاه نوجوان طوف فرمود . ابو مسلم خان استاجلو در آن حالت به ملاحظهء آن كه مبادا مركب بادپيماى آهن جاى را از جاى برانگيزد و به شوامله ملحق گردد ترك ادب نموده با آن گل گلستان خلافت رديف گرديد .
بعد از اين لطيفهء غيبى كه مرشد قلى خان را نصيب گرديد سپاه هراسان وى بر اين مقدّمه اطّلاع يافته از جوانب به طرف رايت بيضا آيت و چتر فلكفرساى پادشاه زمانه شتافتند . سران سپاه يكانيكان به تقبيل پاى فلكفرساى در ركاب سپهر انتساب مشرّف گشته تهنيت فتح و فيروزى خان عالىشأن را پرسش نمودند . علىقلى خان در مضمار كارزار از استماع اين خبر موحش متأثر گشته دولت و اقبال را وداعى نموده با سپاه شاملو پس از غالبيّت مغلوب گرديد . ( 228 ) همچنان از معركهء رزم راه فرار پيش گرفته از آن مهلكهء جانستان با جهان جهان حسرت و حرمان از ملازمت پادشاه نوجوان سر خويش گرفت و طريق دار السّلطنهء هرات عنان گريز بر سمند جهنده سپرد . استاجلوان بر نهج تعاقب عنان به بادپايان كوه توان داده به گرفتن و بستن پرداختند .
آنگاه مرشد قلى خان در ركاب مهر انتساب پادشاه زمان پياده روان گرديده پادشاه