تجهيز سپاه و ترتيب مقدّمات يورش به اقطاع و تيول خويش توجّه فرمود - إنّه موصّل إلى المقصود .
151 تقرير بيان در مراجعت مرشد قلى خان به محال اقطاع خويش و استنكاف ورزيدن از مرافقت علىقلى خان بنا بر غدر و [ 332 الف ] مكيدت و واقعات متفرّع بر آن .
مرشد قلى خان استاجلو بعد از آن مقدّمهء گذران بر عزم تجهيز سپاه و تسخير ممالك خراسان از خدمت پادشاه جهان رخصت توجّه به الكا و اقطاع خويش كه ولايت خواف و با خرز بود حاصل نموده بر آن صوب رايت توجّه برافراشت . نوّاب علىقلى خان از روى اتّحاد و اظهار و داد تا غوريان مشايعت وى نموده همهء راه بزم عشرت مهيّا داشت . در هر منزل بساط انبساط گسترده به تجرّع باده نوشگوار زنگ ملال از مرآت خاطر وى مىزدود . در قصبهء غوريان نيز به دستور بزمى ملوكانه تمهيد داده در آن روز بيشتر از پيشتر اظهار مسرّت و بهجت فرمود و در تنفيذ امور كشورستانى و تجهيز سپاه مبالغه بعد از آن مراجعت نمود و مرشد قلى خان رايت توجّه به صوب الكاى خويش برافراشت .
چون مرشد قلى خان در ولايت خواف متمكّن گرديد از غدر و مكيدت علىقلى خان انديشناك گشته دانست كه با وى سازگارى نخواهد ورزيد . با خويشتن قرار داد كه بعد اليوم تا علىقلى خان ركن الدّولة باشد به خدمت پادشاه زمان مبادرت ننمايد . بر اين انديشه راسخ دم و ثابت قدم گشته رأى وى چنان اقتضا نمود كه با سليمان خليفه تركمان به مقاليد مواصلت و قرابت سببى ابواب رسل و رسايل مفتوح دارد و نخست با تحف و هداياى مرغوبه و انتظام سلسلهء محبّت و و داد مكاتيب محبّت اساليب ارسال گردانيده طلب ازدواج يكى از اقرباى وى نموده خواهر اعيانى خويش را كه در تتق عصمت و عفّت پرورش يافته بود نامزد وى گردانيد . با بوداق خان چگنى نيز همين مسلوك داشته يوسف خان ولد ارشدش را به خواهر داماد خويش گردانيد .
بعد از ارتباط و طرح قرابت با عظماى امرا و اقربا و اعيان سپاه خود را قريب به شصت نفر سمت سلطنت ارزانى داشته به اعطاى طبل و علم و استعداد خيل و حشم سر عزّتشان به سپهر [ 322 ب ] دوّار رسانيد . به هريك از ايشان از ولايت خواف و باخرز و زاوه و محولات تيول و اقطاعات مقرّر داشته فراخور استعداد يكدو قريه از مواضع مذكوره به يد تصرّف ايشان بازگذاشت . پس از قصبهء سلامهء خواف به تربت حيدريّه