افادهاش به نشو و نماى نهال اقبال ذى شوكتى در جويبار دولت به منطوق [ 334 ب ]
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ [ مِمَّنْ تَشاءُ ] وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ
« 1 » تعلّق گيرد كه تا به انبساط ظلّ ظليل معدلتش سوختگان آفتاب حوادث و نوايب از تاب حرارت جور و اعتساف برآسايند . هر چند آثار ضعف را در ناصيهء دولتش سمت ظهور باشد چندان كه نكايت و اذيّت صرصر عاصف ضدّان و معاندان بر آن نهال وزد ورقى از اوراق او را به صف ارادت و انفصال متّصف نتواند گردانيد . بر اين قياس چون مشيّت مخبر از منفعتش به انهدام اساس بناى صاحب اذيّتى در ساحت غرور و انانيّت به مضمون
تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ
« 2 » ارتباط پذيرد كه از رفع نكايت و اذيّتش عالمى در مهاد امنوامان آسوده خاطر و مرفه البال و مطمئن باشد . ( هر چند در غايت تحيّر و شوكت در نظر كاينات جلوهگرى آغازد و چندان كه البرز و سبلان از حدودش متساند گردد ، صدمهگاه ديوار موافقان و احبّا از بيخ و بنيادش براندازد ) « 3 »
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
. « 4 »
قرين اين مقالات حكمتآميز غالب گشتن مرشد قلى خان استاجلوست در نهايت ضعف ظاهرى و مغلوب گرديدن علىقلى خان شاملو با كمال استظهار و اقتدار صورى و معنوى . تفصيل اين اجمال و تبيين اين مقال آن كه : مرشد قلى خان قبل از آن كه بر قصد و توجّه رايات اقبال آيات عباسى به سركردگى علىقلى خان اطّلاع يابد با خويشتن محاربهء وى تصميم داده همواره مطمح نظرش مىداشت ، چه ، با وجود سركشى و عدم قبول اطاعت وى از محاربه و مجادلهاش گريز نخواهد بود ، بنابراين بعد از مراجعت از نيشابور و صلح با درويش محمّد خان در تجهيز سپاهى گران سعى نموده از قزلباش و ايل جلاير و دراينى و جانى قربانى و مردم كهپايهء مشهد مقدّس و اعراب و تاجيك ولايت خواف و باخرز و زاوه و محولات قريب سه هزار سوار نامدار جمع نموده به عزيمت آن كه اولاد ولى خان استاجلو ، امير اصلان خان و پير غيب خان را كه در اتحاد اويماقيت با وى شريك بودند و از اطاعت وى عار مىداشتند ، با خويشتن متّفق گرداند .
بر اين نيّت متوجّه ولايت ترشيز گرديد . چون به تربت حيدريّه [ 335 الف ] نزول فرمود بر توجّه رايات ميمنت آيات عبّاسى و شوكت و اقتدار علىقلى خان اطّلاع يافت .
وى نيز با آن مقدار سپاه كه در ظلّ رايت وى اجتماع كرده بودند متوكّلانه به صوب ترشيز
هامش
( 1 ) - آل عمران / آيهء 26 .
( 2 ) - آل عمران / آيهء 26 .
( 3 ) - د : ندارد .
( 4 ) - انعام / آيهء 96 .