مواضع اقامت دارند جهت دفع ايشان كسان برگماشتهاند . پس با يكديگر به محافظت خويش و شاهزادهء عالميان سفارش نمودند .
چون علىقلى خان ابراى ذمّه بر آن نهج فرمود استدعاى قدوم مرشد قلى خان نموده تا با يكديگر سوار گرديدند . قبل از ورود به شهر از پيش كسان ارسال داشتند تا باغ شهر را بر فرشهاى گوناگون بيارايند و منزلى ملوكانه مهيّا داشته پادشاه نوجوان را در آن بزم بر مسند عزّت نشانند . فرمانبران بر حسب فرمان عمل نموده در باغ شهر جشنى پادشاهانه برآراستند . همچنان آن دو خان عالىشأن از باغ مراد به درون شهر آمده در آن بزم فردوسآيين به تلثيم ساحت جلال شاهزادهء فريدونفال معزّز گرديدند و تا مدّت ده يوم در آن بزم ملوكانه به تجرّع [ 331 ب ] بادهء ناب و مؤانست پرىچهرگان چون آفتاب و انواع تكلّفات بسربردند . در جملهء اين احوال يولقلى بيگ و دده بيگ كتابدار داخل آن بزم خلدآيين بودند .
در خلال اين احوال علىقلى خان جهت دفع لا يقال تفحّص نموده آن شخص متهوّر را به چنگ آورده به نظر مرشد قلى خان درآورد تا خان از وى استفسار اين مقدّمه نمايد . امّا خواجه افضل قمى از بيم انتشار اين قضيّه كس تعيين نمود كه قبل از آن كه وى را به نظر مرشد قلى خان درآورند بر قتلش اقدام نمايند . آن كسان در خارج باغ شهر به وى هجوم آورده به شمشير پاره پارهاش گردانيدند و به عرض خان رسانيدند كه : « در حالت به دست آوردن گردن به بند درنمىآورد و بر جنگ اقدام مىنمود و زندهگرفتنش مقدور ما نبود .
از اين جهت به قتل رسيد » .
نوّاب خانى را اين معنى پسند آمده همچنان با يكديگر بر روش سابق اختلاطى مسلوك مىداشتند تا فصل شتا به انتها انجاميد . طبيعت به فصل بهار مسيحا كردار اموات خاكى را از دم فيضبخش جهانى تازه كرامت فرمود و نسيم ربيعى در اهتزاز آمده ساحت كوه و بيابان را در بساط شوشترى برآراست . از روائح ازهار گوناگون دماغ روزگار عنبرآگين گشته مرغان خوشنوا به ترانهء عاشقانه صلاى عيش به مسامع جهانيان رسانيدند ، شعر :
چو بستان تازه گشت از باد نوروز * جهان بسته بهار عالم افروز
عروس غنچه را پوشد عَمارى * كمر بربست گل در پردهدارى
بنفشه سر برآورد از لب جوى * زمين گشت از رياحين عنبرين بوى
بر آيين قرار سابق هواى تسخير ممالك خراسان و اطاعت فرمودن سركشان و تنقيد حكم لازم الاتباع پادشاه زمان و افراشتن رايت ميمنت آيت بر عزم تسخير جهان از خاطر خوانين عالىشأن سر زده ، بنابراين مرشد قلى خان رخصت حاصل نموده بر عزيمت