تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤

146 تقرير مقال در قتل امير خان [ 318 الف ] و تخلّف ورزيدن اويماق تركمان و تكلو از موكب همايون پادشاه مؤيّد .

آغاز بناى قلعهء تبريز از روى ستيز چون به اهتمام و سعى عثمان پاشا به انجام مقرون گرديد از وقوع اين حادثه عرق عصبيّت و نايره غضب سعير لهب شاهزادهء مظفّرلوا سلطان حمزه ميرزا التهاب پذيرفته امراى عظام و سران سپاه را پيوسته به مخاطبات عنيف مخاطب و معاتب داشته هر روزه به عزم محاربه و قلع و قمع قلعه با مبارزان نامدار و غازيان شهامت آثار به مضمار كارزار شتافته لواى اقتدار مرتفع گردانيدندى و بيشتر از پيشتر در امور محاربه اجتهاد ورزيده شب و روز از اين گفتگو نياسودى . عثمان پاشا چون اجتهاد و اصرار شاهزاده و الا بر امور محاربه ملاحظه نمود ايلچى [ اى ] سخن‌دان ارسال داشته بر زبان پيغام بگذرانيد كه : « متجنّدهء روم را از قتل و فوت انتقاص و ضعف طارى نمىگردد ؛ چه ، هريك از ايشان كه مشرف بر فواتند ديگرى از منتظران ادرار و اقطاع وى ابتياع نموده به جاى وى نصب مىگردد . از اين جهت هم سپاه برقرار خود است و هم كفايت به خزانهء عامرهء قيصر عايد مىگرد . بنابراين مطلب شاهزادگى از قتل و تضييع سپاه به حصول موصول نمىشود و اگر نايرهء غضب و حدّت شاهزادگى به مجرّد سفك دماى اين خون گرفتگان انطفا مىپذيرد هر روزه موازى سيصد نفر دست بسته به مقتل ايشان ارسال داريم احتياج به تعب كشيدن و تحريك سپاه نيست » . غرض از اين مقالات كنايه‌آميز انطفاى فوران و اجتهاد شاهزادهء عالميان بود بر امور محاربه . بالجمله از صرصر اين عتاب التهاب مزاج با ابتهاج شاهزادهء زيبندهء سرير تضاعف پذيرفته امراى نامدار و قورچيان ذوى الاقتدار و اعيان سپاه نصرت شعار را طلب داشته بر قلع و قمع قلعهء تبريز و انتزاع بلده از تصرّف روميّه تحريص نموده زياده از مرتبهء سابق تخويف و تهديد قتل و سلب اقطاع و مناصب [ 318 ب ] مخاطب‌شان داشت . در اثناى عتاب و خطاب از غايت غليان مزاج بر سبيل كنايه اشاره به انتقام و پاداش جزاى قتل والدهء ماجدهء خويش نموده همگنان را به تهديد و تنذير قتل در تخويف افزود ؛ چه ، ملكهء روزگار بيگم حرم محترم پادشاه مؤيّد را بىگناه به قتل رسانيده بودند و در آن وقت اكثر آن جماعت از جمله سرداران سپاه بودند و در دار السّلطنهء تبريز در زير رايت صفوى آيت مجتمع . ( 219 )