تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
كه خاك شرق را كردى معطّل * به فرق ضربت آخر ز اوّل
به آيين خسروانه بر صف اعدا تاختن برد . از جرأت و جسارت شاهزاده فارسان ميدان كين اقتفا به آن مهر سپهر تمكين نمودند . خصوصا مرشد قلى سلطان پياده و علىقلى خان بيگ‌اوغلى ، كه هر دو سوارى نامدار بودند و در ميان قزلباش به جلادت و شهامت معروف ، با جمعى دليران رزم آزموده بر مخالفان حمله برده به صدمه ضربات بسيارى از آن مدبران را بر خاك بوار نشانيدند و بقيّة السّيف را از ساحت ميدان رانده وادار به هزيمت و فرار ساختند . در آن روز قريب به سيصد سر از ابدان مخالفان انفصال دادند . در ابتداى محاربه از اين دليرى خوف و خشيتى تمام در دل آن ناتمامات جاى گرفته با جهان جهان بيم و خوف به معسكر خويش مراجعت نمودند . شاهزادهء عالىمقدار اين فتح نامدار را از امارات اقبال دانسته با رئوس مخالفان به معسكر فيروزى اثر مراجعت فرمود - إنّه موصّل الى المقصود .

145 تحرير كلام در ذكر شمّه‌اى از تسلّط جنود روم و داخل شدن به دار السّلطنهء ، تبريز و تأسيس بناى قلعه از روى ستيز .

چون مدّتى مديد حال بدين منوال متمادى گرديد كه در مدّت اسبوعى يك‌دو مرتبه معركهء رزم انعقاد يافت و اكثر اوقات غازيان شير كردار و مجاهدان ديندار غالب مىگرديدند بالاخره عثمان پاشا سران سپاه خود را از پاشا و سناجق و ينگچريان طلب داشته با ايشان مطارحه نمود كه : « اگر بدين نهج با قزلباش محاربه نماييم تسخير و تصرّف اين ممالك صورت نمىپذيرد ؛ چه بر سبيل مبارزت و ميداندارى سپاه روم را با قزلباش مقاومت ممكن نيست ، اولى آن كه به هيئات اجتماعى تمامى سپاه سوار گشته توپچيان با توپ و تفنگ و عرّابه از پيش به آتش دادن توپ و بادليج و زنبورك اشتعال نمايند و سواران از عقب ، تا بدين وسيله داخل شهر گرديم و بنا بر امر قيصر به تأسيس بناى قلعه پردازيم و الّا بدين گونه تا مدّتى مديد منقضى نگردد و سپاهى و مراكب بسيار تضييع و تلف نشوند انتزاع و تصرّف شهر تيسّر نمىپذيرد . »