تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
خويش مهيّا گردانيد بر حوالى دولت‌خانهء پادشاه مغفور شاه طهماسب حسينى - انار الله برهانه - كه در نصف متصرّف فيه روميّه واقع بود ، اساس قلعه طرح انداختند به مسافت ده جريب تقريبا و بر فصيل مشترك شهر از عرّابهء محمول به توپ و تفنگ فاصله احداث نموده توپچيان به محافظت آن گماشتند [ 317 ب ] و روز به روز ارتفاع جدار و فصيل قلعه و حفر و انخفاض سعى موفور به ظهور آورده در زمان معيّن قلعه‌اى در نهايت متانت و ارتفاع از سنگ و ساروج به سپهر برين برافراشتند . از ثقات استماع افتاد كه عمارات عاليه كه از معمار همّت سلاطين ايلخانيّه و اركان دولت و اعيان حضرت ايشان از وزرا و وكلا در آن بلدهء جنّت‌نشان احداث يافته بود و مساجد و مدارس و ابواب البرّى كه در زمان سابق در آن بلده برافراشته شده بود مجموع آن عمارات در آن وقت روميّه انهدام داده آلات آن را صرف تعمير قلعه نموده بودند . به هر تقدير ، نظم :
نه قلعه ، كه كوهى ز بُن تا به سر * ز روز فروماندگى سخت‌تر
ز نظّارهء او هراسان سپاه * چو نادار از ديدن قرض خواه
نظر از بلنديش كوته كمند * زمينش بود آسمان بلند
برو پاسبان چون كند ميل آب * خورد آب از چشمهء آفتاب
القصّه ، سپاه روم با آن عدّه و هجوم يك نصف از شهر تصرّف نموده در نصفى ديگر ، كه به سرخاب اشتهار دارد ، عساكر فيروزى مآثر قزلباش اقامت نمودند و سراپردهء پادشاه مؤيّد و شاهزادهء عالميان در رشيديّه به سپهر برين لاصق بود . در هر چند روز ميانهء آن دو سپاه مضمار كارزار گرم گرديده جمعى كثير از روميّه قتيل و اسير مىگرديدند . كار به جايى منجر گرديد كه سپاه روم از بيم قزلباش به ميدان مبارزت مبادرت نمىنمودند . در جوف ليالى اجلاف تبارزه و ادانى قزلباش به معسكر روميان رفته جمال و خيول با اجناس و اموال نفيسه بر سبيل سرقت مىربودند و روميّه شب و روز به حال خويش گرفتار بودند و يك لحظه به راحت و استراحت نمىتوانستند پرداخت تا آن كه فساد گونه‌اى از مخالفت قزلباش به ظهور انجاميد كه علّت تمكّن و استقلال روميّه در بلدهء تبريز گرديد بلكه به سبب آن تمامى مملكت آذربايجان و شيروان و آران و مغان و گنجه و بردع و تفليس از تصرّف پادشاه قزلباش بيرون رفت كه آن قتل امير خان بود و مخالفت اويماق تركمان و تكلو بيان آن عن‌قريب به توفيق ملك مجيب از مساعدت بخت مأمول است - ان شاء اللّه تعالى وحده العزيز .