تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
روز ديگر امرايى كه در قتل والدهء معظّمهء ماجدهء شاهزاده كامگار اهتمام و اجتهاد به عمل آورده بودند چون قورچىباشى افشار و جبّار قلى سلطان و خليفةالخلفايى و چند امير ديگر از توعيد و تخويف شاهزاده به غايت انديشناك گشته بنا بر محافظت نفس از اين دولت بىزوال قطع نظر كرده به مجرّد توهّمى پوچ خاك ادبار بر فرق روزگار خون بيختند و در حالت جنگ سلطانى به ميان سپاه روم گريختند . شاهزادهء والاگهر بر وقوع اين حادثه منكر به غايت مشوّش خاطر گرديده بعد از طىّ بساط محاربه قطع نظر از تدبير و انديشهء امرا نموده بعد اليوم در دفع طغيان روميان با اميرخان تركمان همداستان گرديد . اكثر اوقات [ 319 ب ] در اين انديشه با وى به تدبير پرداختى و گاهى به منزل وى رفتى كه به غايت نزه بود تشريف حضور ارزانى داشته به بسط بساط نشاط گذرانيدى و به تجرّع بادهء ناب و مؤانست بتان چون آفتاب در آن مقام فرح‌افزا با ولدان امير خان بسربردى . از اين جهت نايرهء رشك در بواطن امرايى كه پيوسته حريف حجره و گرمابه و گلستانش بودند التهاب پذيرفته با خود گفتند كه : « اگر بدين دستور ميانهء شاهزادهء غيور و خان موفور السرور صحبت منعقد باشد هرآينه از هم صحبتى ما كرانه جسته ما را با شاهد رشك و حرمان قرين بايد بود ، اولى آن كه به صرصر سعايت و بدگويى شمع انجمن آرايى ايشان را منطفى ساخته بلكه به نوعى سازيم كه به تيغ بيزارى شاهزادهء غيور رشتهء حيات امير خان انقطاع يابد تا بجز ما كسى ديگر بزم‌آراى نباشد . و ايضا از دوام صحبت شاهزادهء والاجناب با امراى معلّى القاب سابقا امير خان همواره به كنايه سخنان ناملايم مذكور مىگردانيد و سخن‌چينان و صحبت نمايان در ميان راه يافته زياده بر آن از طرفين كلمات نالايق به ايشان رسانيدندى . اين نفاق در ميان قايم بوده امّا به اظهار آن بنا بر نامساعدى زمان زبان نگشودندى تا بر عادت مأنوسه يك روز در منازل امير خان شاهزادهء عالميان بزمى فردوس‌آيين بر آيين خسروان با تمكين طرح انداخته بودند . ولد امير خان را كوشكى بود به غايت رفيع مسمّى به جهان‌نما . سقف و جدار آن منزل به صحايف زر و سيم پرداخته ابواب و غرفاتش نيز از صحايف احمر و ابيض به يكديگر امتزاج يافته و شبكه‌اى از زر ناب اوستادان ماهر در غايت نزاهت و لطافت به نظر دقّت و صنعت وقت بر غرفه‌اى از غرفات آن ترتيب داده اطراف آن شبكه از فيروزه و يواقيت و لآلى آبدار گران ترصيع يافته بود . اتّفاق در آن روز بساط با انبساط شاهزاده در آن حجره مسمّى به جهان‌نما [ 320 الف ] افراشته بودند و از امراى نامدار اسمى خان و علىقلى بيگ فتح‌اوغلى و مسيّب خان تكلو به شرف مجالست و مخالطت همايون شهزادگى اختصاص داشتند . امّا چون از تصاعد بخار رطب و حارّ مزاج با ابتهاج آن صاحب سرير و تاج تأثير پذيرفت و حرارت بادهء ناب دماغ حريفان آن