تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
بزم مستطاب را گرم گردانيد شاهزاده معدلت‌شعار پيرايهء آن كوشك زرنگار را حمل بر ظلم و اسراف نموده با امرا از آن مقوله اندك گفتگويى نمود كه : « اموال تبارزه به مصادره و ظلم تصرّف نمودن و صرف اين قسم منزلى كردن از آيين عدالت دور و به اسراف و تبذير مذكور است . اين مظلمه از غفلت به آبا و اجداد ماست » . و چندى سخنان از اين مقوله از تقاضاى بادهء ناب از گفتار گهربار تقرير نمود . امرا نيز در اين باب هريك مجال سخن يافته به انواع گونه‌گون خاطر شاهزاده را پرآشوب ساختند و معروض داشتند كه : « قطع نظر از اسراف و ظلم با وجود و جود با جود شاهزاده و قدرت بر ساختن صد منزل از اين قبيل به ولد امير خان نسبت ندارد كه به آيين ملوك عظام سلوك نمايد و به اين منزل مباهى باشد » . بالاخره از صرصر رشك و كينهء ديرينه حقد و حسد در بواطن امرا اشتعال يافته در حالت غليان سكر شاهزادهء عالميان را بر آن داشتند كه شبكه‌اى از شبكات آن را - كه اوستادان ماهر به دقّت طبع و حدّت صنعت در غايت غرابت پرداخته بودند - از صدمهء تخمار انكسار داده چند دانه از جواهر آبدار از ترصيع كتابه‌اش به نوك خنجر بيرون آورده در تضييع تماثيل آن به قدر امكان كوشيدند . روزى ديگر كه ، نظم :
چو بر تيره شعر شب ديرباز * سپيده كشيد از سياهى طراز
فروشُست خور تختهء لاجورد * ز سيمين نُقطهاى از آب زرد
ولد امير خان از وقوع اين حادثه به غايت آزرده گشته شكايت نزد والد خويش برد . امير خان پسر را در اين باب به صبر و اغماض امر فرموده گفت : « سهل است . از روى كيفيّت شراب امثال اين امور به وقوع مىانجامد » . [ 320 ب ] اين مقدّمه منشأ نزاع گشته ذخيرهء شاهزاده و ولد امير خان گرديد و همچنان شاهزاده با امير خان در دفع طغيان مخالفان همداستان بوده انكسار شبكه و قلع يك دانه و دو دانه از جواهر سهل انگاشتى . روز و شب و گاه‌وبىگاه به منزل وى تشريف حضور ارزانى داشتى و در انتزاع قلعهء رومى تدبيرها انديشيدى . از گريختن كسانى كه به روميان پيوسته بودند سخنان مذكور گردانيدى و به غايت آزرده خاطر بودى . امير خان نيز جهت رفع كدورت شاهزاده سخنان ملايم طبع مذكور ساختى . اتفاقا روزى جهت اطمينان خاطر همايون فرموده بودند كه : « اگر يك‌دو نفر كه وجود و عدم ايشان در موكب همايون يكسان بودى ادبارآسا از اين دولت روگردان گرديدند خاطر همايون رنجه نبايد شد كه اگر از بحر اعظم يك‌دو قطرهء ناچيز گم گردد بحر را چه زيان و اگر از سپهر دوّار يك‌دو شهاب رجم شياطين گردد سپهر را چه نقصان . امروز موكب قزلباش در ظلّ رايت ميمنت آيت صدهزار مرد محارب اجتماع دارند . از جمله سى هزار سوار نامدار در عهدهء يك