142 تقرير مقال در محاصره نمودن سپاه عراق مرشد قلى خان را در قلعهء تربت و مصون ماندن وى از آفت ايشان بنا بر توجّه علىقلى خان و متوجّه گشتن سپاه عراق به محاصرهء هرات .
بعد از تحقّق جلوس ابد مأنوس پادشاه نوجوان شاه عبّاس صفوى ، مرتضى قلى خان پرناك حاكم مشهد مقدّس مسرعى تيزرو در غايت سرعت به جانب پايهء سرير پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد ارسال فرموده حقيقت خروج شاهزاده عبّاس [ 308 الف ] و اتّفاق خوانين ذو اقتدار و اجتماع شوامله و استاجلو و عزيمت تسخير ولايات و بلاد خراسان و ارتفاع لواى جهانگشاى عبّاسى جمله مشروحا معروض پايهء سرير خلافت پادشاه مؤيّد گردانيده . در آن عريضه قيد نمود كه : « اگر در اين باب به مساهله و مسامحه بگذرانند روز به روز شوكت و اقتدار عبّاسيان سمت ازدياد پذيرفته عنقريب متوجّه عراق خواهند گرديد ، نظم :
سخن اين كه اين قوم نااعْتَمِيد * نبيند كه داريم از ايشان اميد
گر اين دشت خالى نگردد ز گرگ * نخواهد شدن برّه اينجا بزرگ
اگر رخنهگر را نبرّيد دست * از اين باغ مشكل توان طرف بست
نبندند اگر در بر اين تند باد * نسوزد شبى شمع ما بر مراد
به ما اين گروهى كه همسايهاند * همه در كمينگاه پيرايهاند
چو همسايه باشد به تو در خروش * سرايش بخر يا سرايت فروش
عريضهء مرتضى قلى خان چون به پايهء سرير سلطنت مسير پادشاه مؤيّد وارد گرديد اركان دولت و اعيان حضرت چون ، محمّد خان تركمان و ميرزا سلمان جابرى و غيرهم ، در اين باب انديشناك گرديده بعد از قيل و قال بسيار همّت بر آن مصروف داشتند كه عساكر ممالك محروسه را جمع آورده به رفع اين فساد پردازند . ميرزا سلمان جابرى ، كه وزير و اعتماد الدّولهء پادشاه مؤيّد بود ، در اين باب از ساير اركان دولت اهتمام بيشتر از پيشتر به جاى مىآورد ؛ چه شاهزادهء والانژاد سلطان حمزه ميرزاى بن شاه سلطان محمّد به دختر دامادش بود و ارادهاش آن بود كه پادشاهى بر وى قرار گيرد . ( 211 ) بنابراين در جمع نمودن سپاه اجتهاد بسيار نموده احكام مطاعه به اطراف و اكناف ممالك ارسال