امراى عراق را كلال عارض گشته ملالت ايشان را به اوطان مراجعت فرمايد »
علىقلى خان و ساير امراى عالىشأن بر اين انديشهء صايب وى آفرين خوانده خاطر بر آن قرار دادند كه نوّاب علىقلى خان در ركاب پادشاه نوجوان شاه عباس به دار السّلطنهء هرات رفته به جمع ذخيره و تعمير برج و باره بپردازند . مرشد قلى خان به قلعهء تربت ، كه از ساير قلاع خراسان در متانت ممتاز است ، تحصّن جسته تا در محافظت خويش نمايد .
پس بر اين انديشه موكب جلال از مزينان مراجعت نموده علىقلى خان در ركاب ظفر انتساب پادشاه نوجوان به سمت هرات در طىّ مسافت مبالغه نمودند و نوّاب مرشد قلى خان در مدّت چهار روز از مزينان به قلعهء تربت بر جناح استعجال رفته به قدر ميسور در جمع ذخيره و تعمير برج و باره سعى موفور به ظهور رسانيد تا وصول شاهى سيون از قلعهء مواضعى كه قريب به تربت واقع است [ 307 ب ] مثل سنگان خواف « 1 » و بيابان دوغآباد قريهء فيضآباد و محولات و خيرآباد و ديگر قراى زاوه و محولات و مواضع تربت آن مقدار آذوقه نقل قلعهء تربت نمود كه در آن جاى سكون و قرار كسى نماند . ديگر ضروريات و آلات حرب و توپچيان قدرانداز آن مقدار كه به محافظت قلعه قيام توانند نمود ، سامان داده رخت بدان مكان كشيد .
بعد از انقضاى چند روز از مراجعت خوانين نامدار سپاه شاه سيون داخل ولايات خراسان گرديده به هر ولايت كه نزول مىنمودند به سان جراد منتشره اثرى از زراعت و باغات نمىگذاشتند و چون طاعون و و با به ويرانى امصار و بلاد و تعذيب فرق عباد اشتغال نموده آتش بيداد و فساد در آن مملكت مىافروختند . بر اين طريق تا به ولايت تربت و محولات عمل نموده به ظاهر تربت نزول نمودند . چند روز به محاصرهء قلعه پرداخته چون ملاحظه نمودند كه تسخير آن قلعه از قدرت مكنت ايشان بيرون است و كارى از پيش نمىتوانند برد لا علاج در ولايات مقطوعهء امرايى كه موافق سپاه عراق بودند و مخالفت متابعان عباسى متفرّق گرديدند . از آن جمله جمعى نزد سليمان خليفه رفته مهمان وى گشتند ، زمرهاى به مشهد مقدّس ميهمان عزيز مرتضى قلى خان گرديدند و گروهى در نيشابور و ترشيز نزد درويش محمّد خان روملو رفته معذّب گشتند . تا وصول موكب پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد در آن محال توقّف نموده پس از آن به اردوى كيهانپوى ملحق گرديدند و به مرتبهاى ديگر به محاصرهء قلعهء تربت اشتغال نمودند .
هامش
( 1 ) - م : سامان .