تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
داشتند . در اين مرتبه درويش محمّد خان بنا بر متانت سور بلده بر سركشى اصرار ورزيده بر بروج محاربه برآمد و مدّت هفت ماه محاصره امتداد گرفت . در تضاعف اين داروگير سلطان حسين خان شاملوى والد علىقلى خان ، از درگاه جهان‌پناه پادشاه مؤيّد شاه سلطان محمّد تعهّد تسكين نايرهء فساد خوانين عالىمقدار نموده در ظاهر بلدهء نيشابور از تلثيم ساحت حضور شاهزادهء موفور النور در آبروى خويش افزوده بعد از اداى رسوم ملاقات به دمدمه و فسون بسيار اردوى عالم‌پوى را از ظاهر نيشابور كوچ فرموده به صوب مستقرّ دولت ، يعنى دار السّلطنهء هرات [ 306 الف ] روان گرديد . در آن بلدهء طيّبه چندان كه ولد خويش علىقلى خان را در تسكين اين خروج منع فرمود از نصايح وى متقاعد نگرديده فرمود : « تا جان در بدن داريم خلافت شاهزادهء زيبندهء تاج و نگين را نصب العين همّت ساخته از اين مطلب دست نخواهيم كشيد » سلطان حسين چون ملاحظه نمود كه نصايح وى مفيد نيفتاد ترك نصيحت بىجا نموده بلكه در ضدّ مطلب خود مبالغه گذرانيد و مرتبهء ديگر تسخير نيشابور و ولايات خراسان مطمح نظر فرخنده اثر خوانين ذو اقتدار گشته با سپاهى جرّار بدان سمت رايت صفوى آيت عبّاسى برافراشتند . ( 209 ) در نيشابور باز درويش محمّد خان را بر مخالفت مصرّ يافته به مواعيد از راه مصالحه وى را روزى چند امان دادند آنگاه به عزم تسخير بلدهء سبزوار و اسفراين و ديگر محال خراسان در ركاب مهر انتساب شاهزادهء والاقباب عنان اجتهاد معطوف داشتند . به هر ولايت كه نزول اجلال مىفرمودند والى آنجا به استقبال موكب ظفر مآل مبادرت نموده به عنايات خسروانه مفتخر مىگرديدند و به طريق استمرار به موهبت اقطاع و ادرارى كه در تحت تصرّفشان بود به تجديد مشرّف گشته به تشريف خاص پادشاهانه سرافراز و مفتخر مىگشتند . از آن جمله بوداق خان چگنى والى خبوشان ، به استقبال موكب ظفر مآل شتافته در سلك امراى عبّاسى منتظم گشت . همچنين ابراهيم خان استاجلو از ولايت اسفراين به موكب جهان‌نورد پيوست . بر اين نهج بر عزم تسخير ديگر ممالك تا سرحدّ مزينان پى سپر مركبان و غازيان گشته به طريق معهود عمل مىنمودند . در آن موضع سلطان حسن خان شاملو از اطاعت خوانين عظام مأيوس گشته به درگاه پادشاه مؤيّد بىحصول مطلب مراجعت نمود . از اين جهت نايرهء غضب ميرزا سلمان جابرى و امراى پايهء سرير خلافت ، خصوصا محمد خان تركمان ، اشتعال يافته سلطان حسين خان را به قتل رسانيدند و بر عزيمت تسخير خراسان لواى جهانگيرى برافراشتند . در آن حال به دستور رايات [ 306 ب ] جلال عبّاسى در مزينان به ذروهء فلك كيوان توامان بود كه اثر توجّه رايات پادشاه مؤيّد سلطان محمّد به تحقيق پيوسته متواتر گرديد