جمعى كثير مجروح و بىروح مىگرديدند . بنا بر آن كه محاربان خارج و داخل فروع يك اصل بودند و افراد يك نوع و انواع در تحت جنس واحد بودند و اكثر ايشان را قرابت سببى و نسبى حاصل و اتحاد اويماقيّت از مخالفت مانع در انتزاع قلعه و مغلوبيّت محصوران اهتمام نمىنمودند و همگنان به بسط بساط نشاط پرداخته به پيمودن و تجرّع بادهء ناب بسر مىبردند . امّا ملازمان و متابعان ميرزا سلمان و ولدانش ميرزا عبد اللّه و ميرزا نظام ، كه قريب به شش هزار سوار و پياده بودند ، در محاربه و انتزاع قلعه اجتهاد تمام مىورزيدند و از جنگ و جدال ساعتى نمىآسودند .
چون مدّت محاصره متمادى گرديد و عدم اجتهاد قزلباش در تسخير قلعه معلوم ميرزا سلمان گشت و از حواله و سيبه و حفر نقب افتتاحى روى ننمود به اصطناع توپى عظيم امر نمود . در اندك زمان توپى ثعبان تمثال نهنگ آجال احداث فرمودند كه اگر بر كوه البرز و دماوند يك ضربهاش فرودآمدى صفت هباء منثورا گرفتى و از اثر صدمهاش الوند وجودى چون طور سينا در چشم روزگار كحل و توتيا نمودى . بعد از اتمام مصالح توپ را در يمين درب قلعه كه حوالهء خاصهء ميرزا سلمان بود نصب نمودند .
چند مرتبه از آتش دادن آن صداى فزع اكبر و غلغلهء روز محشر در كون و مكان انداختند و هر مرتبه جدار بروجى را كه در محاذى آن واقع بود در عالم منتشره مىگردانيدند . امّا چندان كه بروج و فصيل انهدام مىيافت مرشد قلى خان از داخل به نفس نفيس خود متوجّه آن طرف گشته گليم بسيار و جامههاى خواب بيشمار به هيئات جوال دوخته از خاك مىانباشتند و صناديق و سبدها نيز از خاك [ 309 ب ] و سنگ پر كرده مهيّا مىداشتند . چون طرفى از اطراف از صدمهء توپ انهدام مىيافت در ساعت از آن جوال و صناديق مملو از خاك جدارى امتن از جدار سابق ارتفاع مىدادند .
مدّتى مديد حال بر اين منوال متمادى بود و هر چند ميرزا سلمان در انتزاع قلعه مىكوشيدند و كوشش وى مفيد نمىافتاد و كارى از پيش نمىبرد ، بالاخره خاطر بر آن قرار دادند و همّت بر آن گماشتند كه به طول ايّام به محاصره پردازند و هر روز بر محاربه اقدام نموده روزگار مىگذرانيده باشند تا به مرور شهور و دهور ذخيره انتقاص يافته لا علاج به امان بيرون آيند . بدين عقيده در تضييق و تنقيص محصوران بيشتر از پيشتر سعى نمود ، گماشتگان بر مداخل و مخارج نصب نمودند . هر روزه امر محاربه به يكى از امراى عظام متعلّق گشته بدان سبب هر روز از بام تا شام مدار بر جنگ و جدال مىگذرانيدند . به خاطرشان چنان قرار يافته بود كه تا قلعه از تصرّف مرشد قلى خان انتزاع ننمايند به جاى ديگر متوجّه نگردند ، امّا چند صورت از نهانخانهء غيب به منصّهء ظهور جلوه نمود كه باعث نجات محصوران گرديد .
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 620
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٦٢٠