ورزيدند . نوّاب خانى نيز بالضروره علامات بزرگانه از خود سلب نموده روى به وادى فرار نهاد .
چون عبد الصمد جمشيدى و جمعى ديگر از دولتخواهان عبّاسى به محافظت طرق مأمور بودند و قاصد آن كه گريختگان را به چنگ مىآورده باشند بنابراين از راه غير متعارف به درب مير على رفته داخل شهر گرديدند . پس از دخول وى سپاه منصور در تنقيص و تضييق تراكمه كوشيده مدّت سه چهار ماه محاصره امتداد گرفت و به هنگام آن كه خسرو سپهر چهارم بساط اقامت در منزل ناهيد بگسترانيد و صرصر خريف متوطنان باغ و بستان را از اثواب زمرّدى به لباس زعفرانى مبدّل گردانيد ، نظم :
چون از نفس خزان ، درختان * گشتند به باد داده رختان
از خلعت سبز عور ماندند * از برگ و بهار دور ماندند
گلزار ز هر گل و گياهى * شد رنگرزانه كارگاهى
بنمود هزار رنگ بىقيل * صبّاغ فلك ز يك خم نيل
پادشاه نوجوان و خوانين [ 304 ب ] مصلحت در آن ديدند كه چون مشهد مقدّس به امتداد شهور و سنين تسخيرپذير نيست و در آن وقت اوقات به آن وفا نمىكرد كه آن مقدار توقّف به عمل آيد ، لاجرم حوالهء آن تسخير به سال جديد كرده قرار دادند كه سالى ديگر به تجهيز سپاهى گران نموده مرتضى قلى خان را از بارهء عناد و سركشى به جادّهء اطاعت و فرمانبرى آورند . بنابراين ترك محاصره كرده عنان عزيمت به صوب تسخير نيشابور برافراختند ( 207 ) - إنّه موصل إلى المقصود .
140 رايت عظمت افراختن پادشاه جهانگير به استصواب خوانين نامدار و با تدبير به صوب نيشابور و به دست آوردن والى آن ولايت درويش محمّد خان روملو ، و وقوع جلوس ابد مأنوس كه عبارت است از جلوس اوّل در عرصهء نيشابور .
خوانين جهانگشاى بعد از مقهور گشتن مرتضى قلى خان چون از تسخير مشهد مقدّس بنا بر اقتضاى زمان دست بازداشتند در ظلّ رايت صفوى آيت پادشاه زمان شاه