عباس حسينى لواى توجّه به صوب نيشابور مرتفع گردانيدند . بعد از وصول بدان بلده در عرض اندك زمان بنا بر عدم متانت قلعه تسخير نيشابور تيسّر پذيرفت . درويش محمّد خان روملو از راه مصالحه بيرون آمده امّا چون مصالحهاش اضطرارى بود به سلاسل مقيّد گرديده در قلعهء تربت محبوس گشت . بعد يكى از نامداران را به محافظت نيشابور مقرّر نمودند كه سور بلده را متانت داده در محافظت آن غايت ملاحظه مرعى دارد و به غفلت روزگار نگذراند .
چون خاطر خطير خوانين ذو اقتدار از انتظام نيشابور فراغت حاصل نمود جمعى ساخته با خويشتن قرار دادند كه تا شاهزادهء و الا به سمت ميرزايى موسوم باشد و نام شهريارى و پادشاهى از اسم سامى و نام نامى همايونش معزّز و مقرّر نگردد سلاطين قزلباش در طريق اطاعت ابواب انقياد بر روى روزگار خود نخواهند گشود ، ديگر در عرصهء نيشابور [ 305 الف ] كه به رخ چهار تخته اشتهار يافته چهار پادشاه سپهر اقتدار بر سرير جهانبانى صعود نمودهاند و بدين واسطه مسمّى به اين اسم گرديده و هريك از آن پادشاهان را غايت اقتدار و شوكت و طول عمر نصيب گرديده است . از آن جمله يكى طغرل بيگ سلجوقى است و ديگرى شاهرخ بن امير تيمور گوركان ، و بر ديگرى اطّلاعى حاصل نيست . « 1 » پس اولى و سزاوار اين است كه در اين موضع پادشاه جهان شاه عبّاس صفوى را بر سرير جهانبانى متّكى گردد . بدين عزيمت مير ملّاى منجم تربتى را حاضر ساخته ساعتى موافق اختيار نمودند . پس سريرى عرش نظير از طلاى احمر مرصّع به يواقيت و درر آبدار ترتيب دادند و وجوه و دنانير و دراهم احمر و ابيض به اسم نامى همايون مزيّن داشته در ساعتى كه سعادت ابدى از آن كسب سعادت مىنمود آن سرير عرش نظير را در ظاهر نيشابور به ذروهء تدوير بر كيوان برافراشتند و شاهزادهء والامقام را در شهور سنهء تسع و ثمانين و تسعمائه [ 989 ه / 1581 م . ] بر زبر فرشى گرانمايه به اعزاز تمام متمكّن گردانيدند . ( 208 ) اركان اربعهء آن فرش را يكى خان والانژاد علىقلى خان شاملو و ديگرى مرشد قلى خان استاجلو ، ركنى ديگر را بوداق چانچگنى و ديگرى را يكى از خوانين ذو اقتدار در ميان گرفته منتظر ايستادند تا زمانى كه ميرملاى منجم تربتى ساعت جلوس از روى اصطرلاب ملاحظه فرمايد و چون وقت به درجهء طالع منتهى شود خوانين اربعه چهار ركن آن فرش را برداشته پادشاه جهان را بر سرير سپهر نظير نشانند .
چون وقت به آن درجهء مختار منتهى گرديد به طريق معهود پادشاه جهان را بر آن سرير عرش نظير برآوردند و مبلغى خطير از دراهم و دينار كه در ساعت مختار به اسم سامى
هامش
( 1 ) - ف : + از آن جمله يكى شاهرخ بن تيمور است .